نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/۳/٦

به نظر می رسد عده بی شماری از ما ، از اینکه شاهد بی اعتنایی عشق باشیم

خرسندیم و گمان می کنیم از آنجا که ما برای عشق ورزیدن خلق شده ایم ، مشکلی

پیش نخواهد آمد. همین که عشق باعث ناراحتی شود یا خواسته ای را در پی داشته

باشد ، بطور غریزی کنار می کشیم و خود را متقاعد می سازیم که نبایستی درگیر

این کار شویم.

هیچ کس نگفته که عشق آسان است ، جست و جویی است دایم که بخشی از آن پُر

از آشفتگی ، محرومیت و ناامیدی است. اگر در پی راحتی هستیم بایستی تمرکز خود

را روی خودمان بگذاریم ؛ جایی که می توانیم ارباب باشیم و به واسطه درگیری و

سازگاری عقب نیفتیم. اما تا زمانی که دیگران را به زندگی خود راه می دهیم باید

مطمئن باشیم که درگیر خواهیم شد. از سویی عشق هم از اینکه فقط وسیله ای برا

ی راحتی شود بی ارزش می گردد و از این بی اعتباری رنج می برد. عشق همیشه

چیزی بیش از یک وسیله برای برطرف کردن کمترین نیازهای دو انسان است.




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :زندگی و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/۳/٤

 

امشب بزرگی‌ات می‌شود آرزوهایت

لیله‌الرغائب است، مراقب آرزوهایت باش . . .

لیله الرغائب شب آرزوها شبی که آسمانش پر از برق ستارگان است.

در آن شب هر دعایی ستاره ای خواهد شد و در پهنا­ی آسمان خواهد نشست.

بیا ستاره های هم را نظاره کنیم و بر هر کدام آمین بگوئیم.

التماس دعا




کلمات کليدي :مناسبتها و کلمات کليدي :شب آرزوها




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/۳/٢

گاهی حرفی نداری برای گفتن.. گاهی دست هایت خالیست ،هم برا ی نوشتن و هم

برای پدید آوردن چند شکل روی کاغذ.

حرفهایت در هم و بر هم می شوند.
 
شکل هایت نا مفهوم ! حتی خودت درک نمی کنی حرف ها ونقاشی هایت را ....

اما احساس می کنی که نمی توانی نفس عمیق بکشی..!!
 
نمی توانی به هر پدیده ای لبخند بزنی.

نسبت به همه چیز بی توجه هستی نسبت به آدمی که وقتی راه میروی به تو تنه می

زند ، نسبت به کسی که اخم هایت رامسخره می کند....

فکر می کنی که اگر لال بودی اما حرفی داشتی برای گفتن بهتر بود

دلت می خواهد غمی که بی دلیل چنبره زده است رو قلب بکنی و دور بیاندازیش ..!!!!





کلمات کليدي :عاشقانه




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٢/۳۱

راز عشق در این است که

بیشتر با نگاه حرف بزنی ،

اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کنی ،

دوست داشتن را به یکدیگر منتقل کرده ای

شوخی را با دیگران فراموش نکنی ،

در ضمن مراقب شوخی ها هم باش ،

شوخی نا پسند نکن ،

شوخی باید از روی حسن نیت باشد نه نیشدار.

راز عشق در این است که ..

به محبوبتان قدرت آرامش دهید ،

واز او قدرت وآرامش دریافت کنید،

اما....... نه با اصرار.

راز عشق در این است که

به دیگری لذت ببخشی ،

ولی عشق را برای لذت نخواهی

زیرا عشق حقیقی هوی  وهوس نیست .

راز عشق در این است که ..

باورها ،آرمان ها واهدافتان را با یکدیگر در میان بگذارید.

راز عشق در این است که ..

به عشق بیشتر از یکد یگراحترام بگذارید،

زیرا عشق یک هد یه ازلی خداوند است.

حس تملک را از خود دور کنی ،

راز عشق در این است که .

در حقیقت هیچ کس نمی تواند مال کسی شود .

راز عشق در این است که

در سکوت دست یکدیگر رابگیرید،

کم کم یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید.

راز عشق در این است که

به یکد یگرسخت نگیرید،

عشقی که آزادانه هدیه نشود ،اسارت است

این نظر من بود :

به نظر تو راز عشق چیه؟




کلمات کليدي :عاشقانه




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/٢/٢٧

نمی گویم فراموشم مکن هرگز،ولی گاهی به یاد آور، رفیقی را که می دانی نخواهی

رفت از یادش

داشتم فکر می کردم به ماندن و رفتنت،

نفهمیدم چه شد ... دیدم رفته ای!

بعد یک دفعه دلم خواست همه ی باورهای تلخم را بریزم دور؛

"عشق در نرسیدن است. با وصل، عشق می میرد."

نفرین به باورهایم!

بعد یک دفعه دلم خواست همه ی فاصله ها را پاک کنم؛

"همیشه فاصله ای هست"

نفرین به فاصله!

بعد نگاه کردم دیدم، چه تنها شده ام. دیدم چه قدر دلم هوایت را کرده است.






کلمات کليدي :عاشقانه




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٢/٢٥

 
گاه می رویم تا برسیم.
کجایش را نمی ‌دانیم.
فقط می‌ رویم تا برسیم ...
بی خبر از آنکه همیشه رفتن راه رسیدن نیست.

...گاه برای رسیدن باید نرفت، باید ایستاد و نگریست.
باید دید، شاید رسیده ای و ادامه دادن فقط دورت کند.
باید ایستاد و نگریست به مسیر طی شده ...

گاه رسیده ای و نمی‌ دانی
و گاه در ابتدای راهی و گمان می کنی رسیده ای
مهم رسیدن نیست، مهم آغاز است
که گاهی هیچ روی نمی دهد
و گاهی می شود بدون آنکه خواسته باشی!

پدرم می گفت تصمیم نگیر!
و اگر گرفتی آغاز را به تأخیر انداختن، نرسیدن است
اما گاهی آغاز نکردنِ یک مسیر بهترین راه رسیدن است

اگر نماز میخوانی لازم است بعد از نمازت کمی فکر کنی،
ببینی که ورای باورهایت چیست؟
ترس یا اشتیاق یا حقیقت؟
گاهی هم درختی، گلی را آب بدهی، حیوانی را نوازش کنی و غذا بدهی؛
ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه؟

گوگل و یاهو و فلان را بی‌خیال شوی
با خانواده ات دور هم بنشینید، یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و
ببینی زندگی فقط همین صفحه نمایش و فضای مجازی نیست
شاید هم بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج تا ببینی

در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده؟
لازم است گاهی از خود بیرون آیی و
از فاصله ای دورتر به خودت بنگری و با خود بگویی:
سالها سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم ...
آیا ارزشش را داشت؟!!

سپس کم کم یاد می ‌گیری
که حتی نور خورشید هم سوزاننده است اگر زیاد آفتاب بگیری
می آموزی که باید در باغ خود گل پرورش دهی
نه آنکه منتظر کسی باشی تا برایت گلی بیاورد!

یاد می ‌گیری که می‌ توانی تحمل کنی که در خداحافظی محکم باشی
و یاد می گیری که بیش از آنکه تصور می کردی خودت و عمرت ارزش دارد!!!



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :متن ادبی و کلمات کليدي :زندگی و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/٢/٢۳

تو خود
را
در من
گم میکنی
و من
... خود را
در تو
پیدا
میکنم
و
فاصله ما
تنها
تعریف
ما
از این حس
جاودان است
من آنرا عشق میخوانم
و میمانم
تو آنرا
گمگشتگی می دانی
و می روی.
به
همین
سادگی.




کلمات کليدي :عاشقانه




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/٢/٢٢

 مادرم...

بارانی از عشق و نمی هم ستاره ارزانی تویی که در تبار معصومانه‌ی نگاهت، چشمانِ خسته‌ی من ستاره می‌چیند. خوش‌آهنگ‌ترین نغمه‌های هستی نثار قلب خسته و صبور  روزِ به اوج نشستنت مبارک

 

 

 

 سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر
قرآن، همتای امیر مومنان و الگوی بی بدیل تمام جهانیان بر همه زنان عالم مبارک باد . . .




کلمات کليدي :مناسبتها




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/٢/٢٢

 این شب ها...
بیشتر از قبل ،حال همه را می پُرسم...
سنگ صبور غم هایشان می شوم...
اشک های ماسیده روی گونه هایشان را پاک می کنم
اما...یک نفر پیدا نمی شود
... که دست زیر چانه ام بگذارد...
... سرم را بالا بیاورد و بگوید:

حالا تـــــــو برایم بگو ...




کلمات کليدي :عاشقانه