نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/٩/۳٠


شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر

زایش نور از این ظلمت تاریک سپهر

شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق.

.رخ معشوقه و مدهوشی دلداه عشق

 * * * * * * * * * * * * * *


امسال چه زیباست شب یلدای من  طولانی ترین شبی که به تو فکر مکینم و از یادآوری نگاه پر مهرت  شب سیاهم لبریز از نور عشق میشود معبودم یلدا مبارک.

 * * * * * * * * * * * * * *

یلدا، دختر سیاه موی بلند بالا، یادگار نام وطن، میوه پائیز ایران و عروس زمستان، در راه است. او را بر سفره مهر بنشانیم و با نسل فردا پیوندش دهیم. ایرانی بودن را فراموش نکنیم.

تبریک یلدا رو از پاسبان حرم دل پذیرا باشید.




کلمات کليدي :مناسبتها و کلمات کليدي :یلدا




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/٩/٢٢

کربلا نشان داد که با شکیبی در

 عطشی کوتاه،می توان همیشه ی

 تاریخ را سیراب کرد.

پاسبان حرم دل ایام سوگواری سرور آزادگان جهان حضرت امام حسین(ع)بر تمام آزادگان جهان تسلیت عرض می نماید.

 




کلمات کليدي :مناسبتها




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/٩/۱٧

عشق مرد از نگاه دکترشریعتی

مرد ها در چار چوب عشق٬  به وسعت غیر قابل انکاری نا مردند! برای اثبات کمال

 نا مردی آنان٬  تنها همین بس که در مقابل قلب ساده و فریب خورده ی یک زن 

 احساس می کنند مردند.  تا  وقتی که قلب زن عاشق نشده  ٬  پست تر از یک

 ولگرد٬ عاجز تر از یک فقیر و گدا تر از همه ی گدایان سامره. پوزه بر خاک و دست

تمنا به پیشش  گدایی میکنند.

اما وقتی که خیالشان از بابت قلب زن راحت شد  ٬  به یک باره یادشان می افتد

 که خدا مردشان  آفرید!!!

و آنگاه کمال مردانگی را در نهایت نا مردی جست و جو  میکنند......

<<دکتر علی شریعتی>>

 




کلمات کليدي :علی شریعتی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/٩/۱٥

سلام به همه دانشجویان عزیزلبخند

الان یادم افتاد که فردا روز دانشجوست

گفتم بیام یه تبریک خوشگل برای دانشجویان سخت کوش بذارم.

مخصوصا دانشجویان دانشگاه آزاد واحد قزوین

 پیامک داشتم گفتم شما هم بخونید بد نیست واسه روحیه تون خوبه بعد امتحانای میان ترم با نمره های نجومینیشخند

چشمکدست از طلب ندارم تا کام من برآید

یا تن رسد به مدرک یا جان ز تن درآیدچشمک

---------------------------------------

دانشجو اگر عاشق شود، بی پرده مشروط می شود

چیزی شبیه فاجعه با عشق ممکن می شودخنده

 

 

 

روز دانشجو را به تو تبریک نمی گویم. تو را به این روز تبریک می گویم. که این روز بی تو، و بی حس "آرمان خواهی" و "ایمانت به حق طلبی"، وجودی بی معناست.

 

دانشجوی عزیز این تبریک را از پاسبان حرم دل پذیرا باش.

 

 




کلمات کليدي :مناسبتها و کلمات کليدي :روز دانشجو




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/٩/٩

کاش می دانستی 

بعداز آن دعوت زیبا به ملاقات خودت

من چه حالی بودم!

خبر دعوت دیدارت چونکه از راه رسید

پلک دل باز پرید

من سراسیمه به دل بانگ زدم

آفرین قلب صبور

زود برخیز عزیز

جامه تنگ در آر

وسراپا به سپیدی تو درآ.

وبه چشمم گفتم:

باورت می شود ای چشم به ره مانده خیس؟

که پس از این همه مدت ز تو دعوت شده است!

چشم خندید و به اشک گفت برو

بعداز این دعوت زیبا به ملاقات نگاه.

و به دستان رهایم گفتم:

کف بر هم بزنید

هر چه غم بود گذشت.

دیگر اندیشه لرزش به خود راه مده!

وقت ان است که آن دست محبت ز تو یادی بکند

 خاطرم راگفتم:

زودتر راه بیفت

هر چه باشد بلد راه تویی.

ما که یک عمر در این خانه نشستیم تو تنها رفتی

بغض در راه گلو گفت:

مرحمت کم نشود

گوییا بامن بنشسته دگر کاری نیست.

جای ماندن چو دگر نیست از این جا بروم

پنجه از مو بدرآورده به آن شانه زدم

و به لبها گفتم:

 خنده ات را بردار 

 دست در دست تبسم بگذار 

و نبینم دیگر 

که تو برچیده و خاموش به کنجی باشی

 مژده دادم به نگاهم گفتم:

نذر دیدار قبول افتادست 

 ومبارک بادت 

 وصل تو با برق نگاه

 و تپش های دلم را گفتم:

اندکی آهسته 

 آبرویم نبری 

 پایکوبی ز چه برپا کردی

نفسم را گفتم:

جان من تو دگر بند نیا 

 اشک شوقی آمد 

تاری جام دو چشمم بگرفت

و به پلکم فرمود:

 همچو دستمال حریر بنشان برق نگاه 

پای در راه شدم

 دل به عقلم می گفت:

 من نگفتم به تو آخر که سحر خواهد شد

 هی تو اندیشیدی که چه باید بکنی 

 من به تو می گفتم: او مرا خواهد خواند

 و مرا خواهد دید

 عقل به آرامی گفت:

 من چه می دانستم 

 من گمان می کردم 

 دیدنش ممکن نیست 

و نمی دانستم 

بین من با دل او صحبت صد پیوند است

 سینه فریاد 

حرف از غصه و اندیشه بس است 

 به ملاقات بیندیش و نشاط 

 آخر ای پای عزیز 

 قدمت را قربان 

 تندتر راه برو 

 طاقتم طاق شده

 چشمم برق می زد /اشک بر گونه نوازش می کرد/لب به لبخند تبسم میکرد /دست بر هم میخورد  

 مرغ قلبم با شوق سر به دیوار قفس می کوبید

 عقل شرمنده به آرامی گفت:

 راه را گم نکنید

 خاطرم خنده به لب گفت نترس 

 نگران هیچ مباش 

 سفر منزل دوست کار هر روز من است

 عقل پرسید :؟ 

 دست خالی که بد است 

 کاشکی...

 سینه خندید و بگفت:

دست خالی ز چه روی !؟ 

 این همه هدیه کجا چیزی نیست!

 چشم را گریه شوق 

قلب را عشق بزرگ 

 روح را شوق وصال 

 لب پر از ذکر حبیب 

خاطر آکنده یاد

 




کلمات کليدي :خدا




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/٩/۸




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :عکس




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٩/٧




کلمات کليدي :عکس




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/٩/٤




کلمات کليدي :عکس و کلمات کليدي :عاشقانه




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/٩/۳

عیدغدیر

دستانش در دستان آلاله همیشه تابان

درخشش را مردی دیگر نوید می دهد

چشم از کوچکی اش قهر می کند،چشمه ،بزرگی

دنیا را در زلالی آن دو،در آغوش می کشد

چشمه،دریا شد،موج،بهمن کوهسار

خورشید،شعله اولین نگاه

دستانش در دستان کسی که دخترش او را همسر خود نامید

دختری که خود مادر  پدرش ماند

دستانش دستان کسی را به اهتراز در می آورد که عشیره ای

به حرمتش به سیادت می رساند

دستانش دستان علی را به اعلی می رساند

حال دستان علی هم نبض دستان اوست

دستان،والا پیامدار محمد(ص)

 پاسبان حرم دل عید سعید غدیر خم را به تمام عاشقان تبریک می گوید.




کلمات کليدي :مناسبتها و کلمات کليدي :فرزاد حسنی