نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/٩/۳٠

شب یَلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می‌گیرند.

عکس زیر آوین کوچولو برادر زاده امقلب

شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر
زایش نور از این ظلمت تاریک سپهر
شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق.
.رخ معشوقه و مدهوشی دلداه عشق
شب یلدایتان پرستاره و پرخاطره باد




کلمات کليدي :یلدا




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/٩/٢٩

رنجشی نیست ...

بعضی از آدمها همینند

خوبند ولی فراموشکار !

می‌آیند ، می‌مانند ، می‌روند ..

مثل مسافران کاروان سرا

مثل ازدحام بی‌انتهای یک خیابان

کسی برای بودن نیامده و نمی آید !





کلمات کليدي :عاشقانه




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٩/٢٧

شب را دوست دارم! چون دیگر رهگذری از کوچه پس کو چه های شهرم نمی گذرد تا سر گردانی مرا ببیند . چون انتها را نمی بینم .تا برای رسیدن به آن اشتیاقی نداشته باشم شب را دوست دارم چون دیگر هیچ عابری از دور اشک های یخ زده ام را در گوشه ی چشمان بی فروغم نمی بیند شب را دوست دارم : چرا که اولین بار تو را در شب یافتم از شب می ترسم : تو را در شب از دست دادم. از شب متنفرم ، به اندازه ی تمام عشق های دروغین با آفتاب قهرم چرا شبها به دیدارم نمی آید؟




کلمات کليدي :عاشقانه




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/٩/٢۱

من اکثر اوقات خوشحالم، می دانید چرا؟


برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم،

انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ..

زندگی کوتاه است ..


پس....... به زندگی ات عشق بورز ..


خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و ..

*قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کن

*قبل از اینکه بنویسی » فکر کن

*قبل از اینکه دعا کنی » ببخش

*قبل از اینکه صدمه بزنی » احساس کن

*قبل از تنفر » عشق بورز

"زندگی این است ... احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر"





کلمات کليدي :شکسپیر و کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :زندگی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/٩/۱٧

خداوندا
من از تنهایی و برگ ریزان پاییز، من از سردی زمستان
من از تنهایی و دنیای بی تو میترسم
خداوندا
من از دوستان بی مقدار، من از همراهان بی احساس
من از نارفیقیهای این دنیا میترسم
خداوندا
من از احساس بیهوده بودن، من از چون حباب آب بودن
من از ماندن چو مرداب میترسم
خداوندا
من از مرگ محبت ،من از اعدام احساس به دست دوستان دور یا نزدیک میترسم
خداوندا
من از ماندن میترسم ،من از رفتن میترسم
خداوندا
من از خود نیز میترسم
خداوندا پناهم ده . . .




کلمات کليدي :خدا




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٩/٦


یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن
تموم حاجتا رو همه ازش می گیرن
بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه
شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عطر مُشکه
شبای جمعه زهرا زائر این زمینه
سینه زن حسینه ، یل ام البنینه ...




کلمات کليدي :مناسبتها




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/٩/٤

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید:

چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟

چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟

اما افسوس که هیچ کس نبود ...

همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ...

آری با تو هستم ...!

با تویی که از کنارم گذشتی...

و حتی یک بار هم نپرسیدی

چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!!



کلمات کليدي :عاشقانه




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/٩/۱

بنویسید به دیوار سکوت ، عشق سرمایه هر انسان است.
بنشانید به لب ، حرف قشنگ ، حرف بد وسوسه شیطان است.
و بدانید که فردا دیر است. و اگر غصه بیاید امروز، تا همیشه دلتان درگیر است.
پس بسازید رهی را که کنون ، تا ابد سوی صداقت برود ،
و بکارید به هر خانه گلی ، که فقط بوی محبت بدهد!



کلمات کليدي :متن ادبی