نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٧/۳٠

چرا گم شده ام ؟
خانه اى نیست که پیدا بشوم ،
پس چرا دلتنگم ؟!
من چرا شوق پریدن دارم ؟....
من که بى بال و پرم ،
واى هوایى شده ام !!!
به همین خاک قسم
در دلم عشق کسى نیست ،
ولى مجنونم !
در سرم فکر کسى نیست ،
ولى بى خوابم !
در نگاهم هیچ پیدا نیست ،
ولى بى تابم !
در دلم هیچ غمى نیست ،
ولى غمگینم !
روزگارى ست که من غمگینم .
 



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٧/۳٠

گاهی وقت ها دلم می خواهد
خداحافظی کنم/
با همه
و بروم/
بروم جایی که هیچکس را نشناسم/
جایی که هیچکس آشنا نباشد/
جایی که اصلا هیچکس نباشد
که بخواهد آشنا باشد یا نه!/
دلم می خواهد
دل بکنم/
از همه/
مثل او که تمام زندگی ام را دادم
که بماند و نماند!/
دلم میخواهد بروم/
تنها/
بی خاطره/
جایی که من باشم و قلم و چند کاغذ باطله
که عقده ی تمام بی کلمه گی هایم را خالی کنم/
دلم میخواهد خداحافظی کنم/
 







نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/٧/٢٧

حتی اگه شب رو دیر خوابیدی، صبح زود بیدار شو !
زیر بارون راه برو ، نترس از خیس شدن !
هر چند وقت یه بار یه نقاشی بکش !
توی حموم آواز بخون ، آب بازی کن ، چه اشکالی داره ؟!
...

به رو به روییت تو مترو لبخند برن !
بی مناسبت کادو بخر ! بگو این توی ویترین برای تو بود !
در لحظه دست دادن به یه دوست ، دستش رو فشار بده !
لباس های رنگی بپوش !
آب نبات چوبی لیس بزن !
نوزاد فامیل رو بغل کن !
عکسات رو با لبخند بگیر !
بستنی قیفی بخور !
زیر جمله های قشنگ یه کتاب خط بکش !
به کوچیکتر ها سلام کن !
تلفن رو بردار و به دوست های قدیمیت زنگ بزن !
برو دریا ، شنا کن !
هفت تا سنگ بنداز تو دریا و هفت تا آرزو کن !
به آسمون و ستاره ها نگاه کن !
چای بخور ، برای دیگران هم چای دمکن !
جوراب های رنگی بپوش !
خواب ببین !
شعر بگو !
خاطرات قشنگ رو بنویس !
بالا بلندی ، وسطی بازی کن !
قاصدک ها رو بگیر و آرزو کن و فوتشون کن !
خواب بد دیدی بپر ، حتما یه لیوان آب بخور !
دنبال پروانه های باغ بدو ! به بال های پروانه دقت کن !
با رنگین کمون عکس بگیر !
باغ وحش برو ، شهربازی ، چرخ و فلک سوار شو !
جمعه ها کوه برو ، هر جاش که خسته شدی ، یه ذره دیگه ادامه بده !
نون خامه ای بخر و با لذت بخور !
با بچه های کوچه توپ بازی کن !
قبل خواب کارای روزت رو مرور کن !
هیچ وقت خودت رو به مردن نزن !
نفس های عمیق بکش !
به دردو دل دیگران با دقت گوش بده !
سوار تاکسی شدی بلند سلام کن !
چون ...
هر جا وایستی ، مردی !!
زنده باش ، زندگی کن !
برای زنده موندن از داشته هات غافل نشو !
قدر همشون رو بدون ، بگذار زندگی از اینکه تو زنده ای، به خودش ببالد !



کلمات کليدي :زندگی و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/٧/٢٥

این سپردن دست عروسی به تکیه گاهی یک مرد نیست؛

این سپردن انسان است به حریم بی انتهای عصمت

این پیامبر صلی الله علیه و آله نیست که دخترش را به علی علیه السلام می سپارد؛

این خداست که اختیار و اعتبار بشر را به علی و زهرا علیهاالسلام وامی نهد . . .




کلمات کليدي :فاطمه زهرا و کلمات کليدي :مناسبتها و کلمات کليدي :سالگرد ازدواج امام علی و فاطمه زهرا




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٧/۱٧

آب را گل نکنیم

در فرودست انگار
کفتری می خورد آب

یا که در بیشه ی دور
سیره ای پر می شوید

یا در آبادی
کوزه ای پر می گردد

آب را گل نکنیم

شاید این آب روان
می رود پای سپیداری
تا فرو شوید اندوه دلی

دست درویشی شاید
نان خشکیده فرو برده در آب

زن زیبایی آمد لب رود
آب را گل نکنیم
روی زیبا دو برابر شده است

چه گوارا این آب !
چه زلال این رود !

مردم بالا دست
چه صفایی دارند !

چشمه هاشان جوشان
گاوهاشان شیر افشان باد !

من ندیدم دهشان
بی گمان پای چپرهاشان جا پای خداست

ماهتاب آنجا
می کند روشن پهنای کلام

بی گمان در ده بالا دست
چینه ها کوتاه است

غنچه ای می شکفد
اهل ده با خبرند

چه دهی باید باشد !
کوچه باغش پر موسیقی باد !

مردمان سر رود
آب را می فهمند

گل نکردندش
ما نیز
آب را گل نکنیم

سهراب سپهری




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :سهراب سپهری و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٧/۱٠

پند استاد به دانشجوهای قدیمی....

گروهى از فارغ التحصیلان قدیمى یک دانشگاه که همگى در حرفه خود آدم هاى موفقى شده بودند، با همدیگر به ملاقات یکى از استادان قدیمى خود رفتند. پس از خوش و بش اولیه، هر کدام از آنها در مورد کار خود توضیح می داد و همگى از استرس زیاد در کار و زندگى شکایت می کردند. استاد به آشپزخانه رفت و با یک کترى بزرگ چاى و انواع و اقسام فنجان هاى جورواجور، از پلاستیکى و بلور و کریستال گرفته تا سفالى و چینى و کاغذى (یکبار مصرف) بازگشت و مهمانانش را به چاى دعوت کرد و از آنها خواست که خودشان زحمت چاى ریختن براى خودشان را بکشند.
پس از آن که تمام دانشجویان قدیمى استاد براى خودشان چاى ریختند و صحبت ها از سر گرفته شد، استاد گفت: «اگر توجه کرده باشید، تمام فنجان هاى قشنگ و گران قیمت برداشته شده و فنجان هاى دم دستى و ارزان قیمت، داخل سینى برجاى مانده اند. شما هر کدام بهترین چیزها را براى خودتان می خواهید و این از نظر شما امرى کاملاً طبیعى است، امّا منشاء مشکلات و استرس هاى شما هم همین است. مطمئن باشید که فنجان به خودى خود تاثیرى بر کیفیت چاى ندارد. بلکه برعکس، در بعضى موارد یک فنجان گران قیمت و لوکس ممکن است کیفیت چایى که در آن است را از دید ما پنهان کند.
چیزى که همه شما واقعاً مى خواستید یک چاى خوش عطر و خوش طعم بود، نه فنجان. امّا شما ناخودآگاه به سراغ بهترین فنجان ها رفتید و سپس به فنجان هاى یکدیگر نگاه مى کردید. زندگى هم مثل همین چاى است. کار، خانه، ماشین، پول، موقعیت اجتماعى و …. در حکم فنجان ها هستند. مورد مصرف آنها، نگهدارى و دربرگرفتن زندگى است. نوع فنجانی که ما داشته باشیم، نه کیفیت چاى را مشخص می کند و نه آن را تغییر می دهد. امّا ما گاهى با صرفاً تمرکز بر روى فنجان، از چایى که خداوند براى ما در طبیعت فراهم کرده است لذت نمی بریم.
خداوند چاى را به ما ارزانى داشته نه فنجان را. از چایتان لذت ببرید. خوشحال بودن البته به معنى این که همه چیز عالى و کامل است نیست. بلکه بدین معنى است که شما تصمیم گرفته اید آن سوى عیب و نقص ها را هم ببینید. در آرامش زندگى کنید، آرامش هم درون شما زندگى خواهد کرد...




کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :زندگی و کلمات کليدي :داستان کوتاه




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٧/۱٠

بیستون بود و تمنای دو دوست

آزمون بود و تماشای دو عشـق

در زمانی که چو کبک

خنده میزد " شیرین"

تیشه میزد "فرهـاد"

.

نه توان گفت به جانبازی فرهاد : افسوس

نه توان کـرد  ز  بـیـدردی "شیرین" فریـــاد

کار "شیرین" به جهان شور برانگیختن است

عشق در جان کسی ریختن است!

کار فرهاد برآوردن میل دل ِ دوست

خواه با شاه درافتادن و گستاخ شدن

خواه با کـــــوه در آویــخـتــن اســـت

.

 

رمز شیرینی این قصه کجاست؟

که نه تنها شیرین، 

بلکه گویای سـِـرّی زیباست

.

.

آن که آموخت به ما درس محبت می خواست؛

جان چراغان کنی از عشق کسی

...به امیدش ببری رنج بسی

تب و تابی بودت هر نفسی

به وصالی برسی یا نرسی

 ----------------------------

....سینه بی عشق مباد....




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٧/۱٠

گیرم تمام دنیا بگوید ما مال هم نیستیم ...
ما به درد هم نمی خوریم! نه! ما به درد هم نمی خوریم ...
"ما کنار هم دردی نداریم" .. مگر نه؟
گیرم برای زیر یک سقف رفتن،
عشق، آخرین معیار این جماعت باشد ...

گیرم دوست داشتنِ بدون سند، حرام باشد ...
عجیب باشد .. باور نکردنی باشد ...
گیرم تا آخر عمر تنها بمانم ...
گیرم هرگز دستانت در دستانم قفل نشود ...
گیرم آغوشت هیچ گاه مال من نشود ...
من اما ...
گیر این گیرم ها نیستم ...
من ...
تا ابد ...
گیر چشمان توئم ...
گیر دوست داشتنت ...!!!



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٧/٩

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم
گفتی: من که نزدیکم (بقره/
۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش می‌شد بهت نزدیک شم …
گفتی : هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/
۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/
۲۲) ::.

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی …
گفتی: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/
۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه… آخه چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/
۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...
گفتی: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/
۲-۳ ) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتی: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/
۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/
۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! … توبه می‌کنم
گفتی: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/
۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفتی: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/
۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/
۴۱-۴۳) ::.




کلمات کليدي :خدا و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/٧/٦

زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟

بی پناهم، خسته ام،تنهابدادم میرسی ؟

گر چه آهونیستم اماپراز دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوهابه دادم میرسی ؟

ازکبوترهاکه میپرسم نشانم میدهند

گنبدو گلدسته هایت رابه دادم میرسی ؟

من دخیل التماس رابه چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرابه دادم میرسی ؟

میلاد عالم آل محمد، هشتمین حجت سرمد،نگین درخشان وطن، السلطان ابا الحسن، حضرت رضا(ع)مبارک باد

 





کلمات کليدي :مناسبتها و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل