نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/۸/۳٠

سعی کن

مثل صفر باشی!!!

همان دایره ساده و خالی
...

که....

با حضورش رو به روی هر عددی....

آن را تا ده ها و صدها

برابر ارزش می بخشد ....

و اگر نباشد!!!

عددها دیگر با ارزش تر نمی شوند

بلکه!!!

تا همیشه همانی خواهند ماند ، که بودند



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/۸/٢۸

حکـــــــــــــــــــــایت من…
حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اما قایقـــــــــــــــــــــی نداشت…
دلباخته سفر بود اما همسفـــــــــــــــــــــر نداشت…
حکایت کسی بود که زجر کشید اما ضجـــــــــــــــــــــه نزد…
زخم داشت اما ننالیـــــــــــــــــــــد…
گریه کرد اما اشک نریخـــــــــــــــــت…
حکایت من حکایت کسی بود کـــــــــــــــــــــه…
پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنـــــــــــــــــــــود… !!



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/۸/٢٧




کلمات کليدي :مناسبتها و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/۸/٢٦

ناله های من نیز مانند زوزه ی گرگ است; سوزناک و پر از احساس.
چرا که هر دو از یارمان دوریم, چراکه نه ماه زوزه ی گرگ را میشنود و نه تو صدای قلبم را که برای تو میتپد.
گرگه دلش به این خوشه که نور مهتاب پوست خزدارشو نوازش میکنه.دریغا که همین نور ...مهتاب ماه که گرگه دوست داره از زوزه های شبونه ی گرگ نیست.
دل ماه هم پیش دل یکی دیگس.
پیش خورشیده.
نورش از اونه.
ولی گرگه فقط با مهتاب ماه رو میبینه
وقتی ماه کامل نیست بازم به یادشه و شبا واسش زوزه میکشه...!!!



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/۸/٢٤

نه زیبایم ، نه مهـربانم... !!!!

فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست...

فقط برای خودم هستم...


خوده خودم !
مال خودم !

صبورم و عجول !!!
سنگین...
سرگردان...
مغرور...
قـانع...

با یک پیچیدگی ساده و مقداری بیحوصلگیه زیاد !!!

و برای تویی که چهره را می پرستی نه سیرت آدمی ؛

هیچ ندارم راهت را بگیــر و بـــــــرو!!

حوالی ما توقف ممنــــوع است...



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/۸/٢۳

وقتی پرنده ای زنده است ، مورچه ها را میخورد !
وقتی میمیرد ، مورچه ها او را مى خورند !

زمانه و شرایط در هر موقعی میتواند تغییر کند !
در زندگى هیچ کسى را تحقیر نکنید !

شاید امروز قدرتمند باشید . اما یادتان باشد ، زمان از شما قدرتمند تر است !

یک درخت میلیون ها چوب کبریت را مى سازد ...
اما وقتى زمانش برسد ، فقط یک چوب کبریت براى سوزاندن میلیون ها درخت کافیست !

پس خوب باشید و خوبى کنید !




کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/۸/۱٩

قبل از اینکه به کسی که میدونی با احساس و ساده س بگی:
دوستت دارم
قبل از اینکه بهش محبت کنی
قبل از اینکه به خودت عادتش بدی
قبل از اینکه تنش رو به بغل بکشی
قبل از اینکه احساسش رو بیدار کنی
قبل از اینکه تنهاییش رو پُر کنی
قبل از اینکه عاشقش کنی
خوب فکرات و بکن
با دلت یکی باش
از حرفت مطمئن باش
یه کم مـــرد باش
شاید با همین حرف تو همین رفتار تو نوری ته دلش روشن شه
که خاموش کردنش به بهای خاموش شدنش باشه ..... :|







نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/۸/۱۸

هر شب بــــــــــــــــــــــــاران می بارد...
و من به این امید زیر بـــاران می روم...
که یا دعایـــــــــــــــم مستجاب شود ؛
یا فکر او از ذهنـــــــــــــــــــــم پـــــاک...
هر شب بــــــــــــــــــــــــاران می بارد...
و من به این امید زیر بـــاران می روم...
که یا دعایـــــــــــــــم مستجاب شود ؛
یا فکر او از ذهنـــــــــــــــــــــم پـــــاک...



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/۸/۱۳

این روزها حالم خوب است
خوب ِ خوب !!
نه نشانی از دلتنگی نه روزنی از سیاهی
...و نه وسوسه ای از دل بسـتگی ! ! !
نوشتنم را بهانه ای نیست . . .

جز گفتن این که . . .
"من"
بعد از "تو"
به هیچ "او"یی
اجازه ی "ما" شدن
نخواهم داد







نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/۸/۱۱

حقیقت اینـــه کــــه:
هــــرچی مهـــربونتر باشی؛
بیشتـــر بهت ظلم میکـــنن...

هــــرچی صـــادق تـــر باشی؛
بیشتـــر بهت دروغ میگــــن...

هـــرچی خـــودتو خاکی تـــر نشون بـــدی؛
واست کمتـــر ارزش قائلنـــد...

هـــرچی قلبتـــو آسونتـــر در اختیار بـــذاری؛
راحت تـــر لـــهش میکـــنن...

و اگــــر بدونند کـــه منتظـــری و بهشـــون احتیاج داری...؛.
انـــدازه یه دنیا ازت فاصلـــه می گــــیرند!



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/۸/٩

کاش می فهمیدی
سکوت
همیشه علامت رضایت نیست
گاهی سکوت
یعنی اما...
...
یعنی اگر...
یعنی هزار و یک دلیل
که دلم می ترسد بلند بگویدشان...



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/۸/۳

یه روز هایی حس میکنم از دنیا دلگیرم و داره بارون غم میباره که باید زیر بارون اش چتر بگیرم و یه روز حس میکنم بارون احساس میباره که میخوام برم زیر بارونش بی چتر و پا برهنه قدم بزنم و سیراب بشم!
یه روز هایی حس میکنم نه این زندگی واقعی نیست یه خواب عمیق یا کابوسه و یه روزهایی حس میکنم یه رویای صادقانه است !
یه روز حس میکنم هیج جایی واسم تو این دنیا وجود نداره و یه روز حس میکنم دنیـا مال منـه و ستار

ه هاش بهم چه نزدیکن!
یه روزهایی فک میکنم کل دنیا سراب و میخوام ازش با قایق دلم بگذرم و همه ی گریه هامو ازش پس بگیرم!
یه روزهایی دوست دارم برم تو غار تنهایی و کاری به کار دل هیچکی نداشته باشم! یه روز هایی هم دوست دارم بلند فریاد بزنم که گوش دنیا رو کَر کنم!
آره همونی که تو ذهنت اومد ! دنیای درونم حسابی عجیب و پر تلاطم! پر از هیاهو! ولی نا امید نیستم! دست نمی کشم! می دونم آسمون این دنیا همه جا یه رنگه ولی من میخوام دنیای خودمو بسازم ! دنیایی که مال خودم باشه تا آسمونش رو سبز کنم و زمینش رو آبی! رودخونه هاش صورتی باشه! و قلب همـه ی آدماش رو سفید کنم سفید ِ سفید بدون هیچ نقطه ی سیاهی! هوا همیشه دونفره باشه و هیچ کی تنها و غمگین نباشه! آدماش یه جوری عاشقی کنن که انگاری فردایی وجود نداره و بدون ترس از جهنم به هم لبخند بزنن! سهم همشون هم از آسمون و زمین یه اندازه باشه! همیشه یه دست واسه بلند کردنشون از زمین و به آغوش کشیدنشون آماده باشه! اونم دست و آغوش بی مِنّت! دنیای قشنگی باید بشه! میای توش زندگی کنی! درش رو به همه ی آدم خوبا بازه!!

.
.
میگــــــــــم!!!
ارمغان (ارمـــی سابق)