نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/٢/۱٥

ای غروب تلخ و ای آسمان غبار گرفته

شما بر عشق من آگاهید

شما میدانید که من چقدر برای این گریزپای مهربان اشک ریخته ام

میدانید که مثل پادشاهی مغرور و زیبا بر قصر قلب من فرمانروایی میکند

می دانید...

شما بر همه رازهای من آگاهید

ولی من برای آرامش این سلطان بی جانشین باید از زندگیم بگذرم

از همه هستی و مستی ام

از عشق از امید از رویاهای شیرین...

ای خورشید که میروی تا در آنسوی مرزها ما را فراموش کنی

به او بگو که چقدر محتاج آغوش گرمش هستم

ای ابرها برای من بگریید...

برای سرنوشت تلخ و شیرینم

برای راه غم انگیز و شادی که در پیش گرفته ام...

اگر از عاشقی گفتم همیشه از تو می گفتم        هنوزم عاشقم اما به پای تو نمی افتم

 




کلمات کليدي :عاشقانه