نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/٥/۱۳

عاشقن کجان

اونایی که ادعاشون میشه عاشقن کجان؟

اونایی که خیلی ساده میگن عاشقن کجان؟

خیلی زود با یه نگاهی میشن عاشق پس کجان؟

پس کجاس اونهمه حرفای قشنگ و عاشقانه؟

پس کجاس اونهمه چشمک زدنای زیرکانه؟

اون دلی که از جداییها گله داشت...

پس چی شد اونهمه دلتنگت شدنهای شبونه

شب نخوابیدن تا صبح با کلی وهم عاشقونه!!!

اونهمه دوستت دارمهای زبونی واسه معشوق

اون محبتهای قلبی با همون لفظ همیشه....

پس چرا عاشقی اینقدر سرد و بیروح و دورنگه؟!

واسه ابراز علاقه آخه اینجا دیگه جا یی نمونده...!!!

به خدا باور کنید که اینا حرف دل خونه

این دلی که از بیوفایی داره جون میده میمیره!!!

حرف دل حرف همه نیست حرف عاشق پیشه هایه

اونایی که جون میدن حتی واسه عشق تا نمیره...

پس کجان اون عاشقایی که واسه دم زدن از عشق

گل میدن به دست معشوق که منو نکن فراموش!!!

اما تا تموم میشه اونهمه حرفای قشنگ و عاشقونه

میذارن میرن که انگار تا ابد عشقی نبوده...!!!

بعد اونهمه سخنها که آره من بی تو هیچم

میرن و میشن پرنده لای ابرا بی نشونه

آی اونایی که فقط عشق واستون شده یه بازی

دل سپردن به یکی و دل شکستن واسه بازی

باشه اشکالی نداره دنیاتون فقط دوروزه

دل شکوندنای هرروز واستون کاری نداره...

آخ که عشقای تو خالی شده ارزون توی بازار

با نسیم میاد و میره به خدا به سرعت باد!

نه دیگه دنیای امروز ارزش موندن نداره

پس چه بهتر که نباشیم تا دیگه عشقی نمونه...

اگه عشق اینه تو دنیا پس نه من عشقی نمیخوام

آره سنگ و یخ شدم من دیگه عشقی رو نمیخوام...!!!

آخه اون بالا میدونی عاشقی شده یه ارزش

عشق پاک و بی ریایی جای عشقای خیالی

باشه پس زمینیا من میرم اون بالا تا اوج اون ستاره

روی ابرا کهکشونها اون بالا که عشق زیاده...

پس خداحافظ تا همیشه خوش باشین با بازیاتون!!!

با یه مشت عشق توخالی

نه نه همون هوس بازیاتون....!!!!

 




کلمات کليدي :عاشقانه