نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/۱٠/٩

ما همه با زندگی معامله می کنیم …!
با خودمان هم معامله میکنیم و با کسانی که دوستشان داریم هم …!
اگر نبخشی ، نمی بخشم
خیانت کنی ، خیانت میکنم
بدی کنی ، بدی میکنم
دروغ بگویی ، دروغ می گویم
و همیشه کوچک می مانیم ؛
بدون تجربه ی زندگی بالاتر و آرمانی تر …!
این را بدانیم که با خوب ، خوب بودن هنر نیست !




کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زندگی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/٧/٢٧

حتی اگه شب رو دیر خوابیدی، صبح زود بیدار شو !
زیر بارون راه برو ، نترس از خیس شدن !
هر چند وقت یه بار یه نقاشی بکش !
توی حموم آواز بخون ، آب بازی کن ، چه اشکالی داره ؟!
...

به رو به روییت تو مترو لبخند برن !
بی مناسبت کادو بخر ! بگو این توی ویترین برای تو بود !
در لحظه دست دادن به یه دوست ، دستش رو فشار بده !
لباس های رنگی بپوش !
آب نبات چوبی لیس بزن !
نوزاد فامیل رو بغل کن !
عکسات رو با لبخند بگیر !
بستنی قیفی بخور !
زیر جمله های قشنگ یه کتاب خط بکش !
به کوچیکتر ها سلام کن !
تلفن رو بردار و به دوست های قدیمیت زنگ بزن !
برو دریا ، شنا کن !
هفت تا سنگ بنداز تو دریا و هفت تا آرزو کن !
به آسمون و ستاره ها نگاه کن !
چای بخور ، برای دیگران هم چای دمکن !
جوراب های رنگی بپوش !
خواب ببین !
شعر بگو !
خاطرات قشنگ رو بنویس !
بالا بلندی ، وسطی بازی کن !
قاصدک ها رو بگیر و آرزو کن و فوتشون کن !
خواب بد دیدی بپر ، حتما یه لیوان آب بخور !
دنبال پروانه های باغ بدو ! به بال های پروانه دقت کن !
با رنگین کمون عکس بگیر !
باغ وحش برو ، شهربازی ، چرخ و فلک سوار شو !
جمعه ها کوه برو ، هر جاش که خسته شدی ، یه ذره دیگه ادامه بده !
نون خامه ای بخر و با لذت بخور !
با بچه های کوچه توپ بازی کن !
قبل خواب کارای روزت رو مرور کن !
هیچ وقت خودت رو به مردن نزن !
نفس های عمیق بکش !
به دردو دل دیگران با دقت گوش بده !
سوار تاکسی شدی بلند سلام کن !
چون ...
هر جا وایستی ، مردی !!
زنده باش ، زندگی کن !
برای زنده موندن از داشته هات غافل نشو !
قدر همشون رو بدون ، بگذار زندگی از اینکه تو زنده ای، به خودش ببالد !



کلمات کليدي :زندگی و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٧/۱٠

پند استاد به دانشجوهای قدیمی....

گروهى از فارغ التحصیلان قدیمى یک دانشگاه که همگى در حرفه خود آدم هاى موفقى شده بودند، با همدیگر به ملاقات یکى از استادان قدیمى خود رفتند. پس از خوش و بش اولیه، هر کدام از آنها در مورد کار خود توضیح می داد و همگى از استرس زیاد در کار و زندگى شکایت می کردند. استاد به آشپزخانه رفت و با یک کترى بزرگ چاى و انواع و اقسام فنجان هاى جورواجور، از پلاستیکى و بلور و کریستال گرفته تا سفالى و چینى و کاغذى (یکبار مصرف) بازگشت و مهمانانش را به چاى دعوت کرد و از آنها خواست که خودشان زحمت چاى ریختن براى خودشان را بکشند.
پس از آن که تمام دانشجویان قدیمى استاد براى خودشان چاى ریختند و صحبت ها از سر گرفته شد، استاد گفت: «اگر توجه کرده باشید، تمام فنجان هاى قشنگ و گران قیمت برداشته شده و فنجان هاى دم دستى و ارزان قیمت، داخل سینى برجاى مانده اند. شما هر کدام بهترین چیزها را براى خودتان می خواهید و این از نظر شما امرى کاملاً طبیعى است، امّا منشاء مشکلات و استرس هاى شما هم همین است. مطمئن باشید که فنجان به خودى خود تاثیرى بر کیفیت چاى ندارد. بلکه برعکس، در بعضى موارد یک فنجان گران قیمت و لوکس ممکن است کیفیت چایى که در آن است را از دید ما پنهان کند.
چیزى که همه شما واقعاً مى خواستید یک چاى خوش عطر و خوش طعم بود، نه فنجان. امّا شما ناخودآگاه به سراغ بهترین فنجان ها رفتید و سپس به فنجان هاى یکدیگر نگاه مى کردید. زندگى هم مثل همین چاى است. کار، خانه، ماشین، پول، موقعیت اجتماعى و …. در حکم فنجان ها هستند. مورد مصرف آنها، نگهدارى و دربرگرفتن زندگى است. نوع فنجانی که ما داشته باشیم، نه کیفیت چاى را مشخص می کند و نه آن را تغییر می دهد. امّا ما گاهى با صرفاً تمرکز بر روى فنجان، از چایى که خداوند براى ما در طبیعت فراهم کرده است لذت نمی بریم.
خداوند چاى را به ما ارزانى داشته نه فنجان را. از چایتان لذت ببرید. خوشحال بودن البته به معنى این که همه چیز عالى و کامل است نیست. بلکه بدین معنى است که شما تصمیم گرفته اید آن سوى عیب و نقص ها را هم ببینید. در آرامش زندگى کنید، آرامش هم درون شما زندگى خواهد کرد...




کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :زندگی و کلمات کليدي :داستان کوتاه




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/٦/۳۱

آنــﮧ ! تــڪـرار غــریــبــانـــﮧ روزهــایــت چـگــونــــﮧ گــذشت ،
وقــتــی روشــنی چــشــمهایت ،
در پـشــت پــرده هــاے مــﮧ آلــود انــدوه ، پــنـهــاטּ بـود.
با مــن بــگو از لحـظــﮧ لــحــظــﮧ هــای مـبــهــم ڪــودڪــی ات ،
آیـا مــی دانــی ڪـﮧ در هـجـوم دردهــا و غــم هــایت ،

حـقـیـقـت زلالـــی دریاچــﮧ نـقـره ای نـهــفـتــﮧ بــود ؟
در آبــی بـیـڪراטּ مــهــربــانــی هــا بـــﮧ پــرواز درآیی ،
و آیـنـک آنــﮧ ! شــکفــتن و ســبز شــدטּ در انتــظــار تـوســت ، در انـتــظار تو...



کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :زندگی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٦/٢٠

می‌‌شود یک شب خوابید
و صبح با خبر شد
غمها را از یک کنار به دور ریخته اند ؟
که اگر اشکی هست
یا از عمقِ شادمانیِ دلی‌ بی‌ درد است

یا از پس به هم رسیدن‌های دور
یا گریه کودکی
که دستِ بی‌ حواسش ، بادبادکی را بر باد می‌‌دهد

کاش می‌‌شد
یک صبح
کسی‌ زنگِ خانه هامان را بزند
بگوید
با دستِ پر آمده ایم
با لبخند
با قلب‌هایی‌ آکنده از عشق‌های واقعی‌
از آنسوی دوست داشتن ها
آمده‌ایم بمانیم و هرگز نرویم

هیچکس نمی داند
چقدر جایِ شادمانی‌های بی‌ سبب در دل نسلِ ما خالیست



کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :زندگی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/٥/٢٤

همه می پرسند
نام این عطر گیرا چیست
که می زنم
از کجا آورده ام
من هم
به آسمان اشاره می کنم
و اسم تو را می گویم :
" بوی خوش عشق "
 



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :زندگی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/۳/٢٧

می گــویند: دنیــــا بی وفــاســت؛
امـــا.....
قدرش را بدانید!
مـن دنیــــای بـی وفــاتری هــــــــم داشتـــــه ام.




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :زندگی و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/۳/٩

زندگی شاید آن‌روزی است که بچه‌ها‌یمان هر کدامشان به سرو سامان رسیده‌اند و

افتخار می‌کنیم که در زندگی چندین و چند ساله‌مان کمک بچه‌هایمان بوده‌ایم نه

بچه‌هایمان کمک ما. و اینک با تنها همدم زندگی‌مان در آینه زندگی مانند سر سفره عقد

فقط یکدیگر را می‌بینیم.

زندگی روزی است که به دنیا می‌آییم، همه شاد هستند و جشن و سرور به پا می‌کنند

و ما گریه می‌کنیم. روزی که می‌خواهیم از دنیا برویم این دفعه ما به آنها می‌خندیم و آنها

گریه می‌کنند.

و آخر اینکه، زندگی کردن شاید در ارتفاع زیستن یا که نه به امید نگاهی زیستن، یا که

نه برای رضای خدا زیستن است. شاید حرف‌هایی است که می‌زنیم ولی به آنها عمل

نمی‌کنیم.




کلمات کليدي :زندگی و کلمات کليدي :متن ادبی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/۳/٦

به نظر می رسد عده بی شماری از ما ، از اینکه شاهد بی اعتنایی عشق باشیم

خرسندیم و گمان می کنیم از آنجا که ما برای عشق ورزیدن خلق شده ایم ، مشکلی

پیش نخواهد آمد. همین که عشق باعث ناراحتی شود یا خواسته ای را در پی داشته

باشد ، بطور غریزی کنار می کشیم و خود را متقاعد می سازیم که نبایستی درگیر

این کار شویم.

هیچ کس نگفته که عشق آسان است ، جست و جویی است دایم که بخشی از آن پُر

از آشفتگی ، محرومیت و ناامیدی است. اگر در پی راحتی هستیم بایستی تمرکز خود

را روی خودمان بگذاریم ؛ جایی که می توانیم ارباب باشیم و به واسطه درگیری و

سازگاری عقب نیفتیم. اما تا زمانی که دیگران را به زندگی خود راه می دهیم باید

مطمئن باشیم که درگیر خواهیم شد. از سویی عشق هم از اینکه فقط وسیله ای برا

ی راحتی شود بی ارزش می گردد و از این بی اعتباری رنج می برد. عشق همیشه

چیزی بیش از یک وسیله برای برطرف کردن کمترین نیازهای دو انسان است.




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :زندگی و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٢/٢٥

 
گاه می رویم تا برسیم.
کجایش را نمی ‌دانیم.
فقط می‌ رویم تا برسیم ...
بی خبر از آنکه همیشه رفتن راه رسیدن نیست.

...گاه برای رسیدن باید نرفت، باید ایستاد و نگریست.
باید دید، شاید رسیده ای و ادامه دادن فقط دورت کند.
باید ایستاد و نگریست به مسیر طی شده ...

گاه رسیده ای و نمی‌ دانی
و گاه در ابتدای راهی و گمان می کنی رسیده ای
مهم رسیدن نیست، مهم آغاز است
که گاهی هیچ روی نمی دهد
و گاهی می شود بدون آنکه خواسته باشی!

پدرم می گفت تصمیم نگیر!
و اگر گرفتی آغاز را به تأخیر انداختن، نرسیدن است
اما گاهی آغاز نکردنِ یک مسیر بهترین راه رسیدن است

اگر نماز میخوانی لازم است بعد از نمازت کمی فکر کنی،
ببینی که ورای باورهایت چیست؟
ترس یا اشتیاق یا حقیقت؟
گاهی هم درختی، گلی را آب بدهی، حیوانی را نوازش کنی و غذا بدهی؛
ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه؟

گوگل و یاهو و فلان را بی‌خیال شوی
با خانواده ات دور هم بنشینید، یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و
ببینی زندگی فقط همین صفحه نمایش و فضای مجازی نیست
شاید هم بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج تا ببینی

در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده؟
لازم است گاهی از خود بیرون آیی و
از فاصله ای دورتر به خودت بنگری و با خود بگویی:
سالها سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم ...
آیا ارزشش را داشت؟!!

سپس کم کم یاد می ‌گیری
که حتی نور خورشید هم سوزاننده است اگر زیاد آفتاب بگیری
می آموزی که باید در باغ خود گل پرورش دهی
نه آنکه منتظر کسی باشی تا برایت گلی بیاورد!

یاد می ‌گیری که می‌ توانی تحمل کنی که در خداحافظی محکم باشی
و یاد می گیری که بیش از آنکه تصور می کردی خودت و عمرت ارزش دارد!!!



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :متن ادبی و کلمات کليدي :زندگی و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/۱/۱۸

زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند
زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ
زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز

زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز
... زندگی تک تک این ساعتهاست،
زندگی چرخش این عقربه هاست،
زندگی راز دل مادر است.
زندگی پینه ی دست پدر است،
زندگی مثل زمان در گذر است.....
 


 




کلمات کليدي :زندگی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/٩/٢۱

من اکثر اوقات خوشحالم، می دانید چرا؟


برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم،

انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ..

زندگی کوتاه است ..


پس....... به زندگی ات عشق بورز ..


خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و ..

*قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کن

*قبل از اینکه بنویسی » فکر کن

*قبل از اینکه دعا کنی » ببخش

*قبل از اینکه صدمه بزنی » احساس کن

*قبل از تنفر » عشق بورز

"زندگی این است ... احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر"





کلمات کليدي :شکسپیر و کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :زندگی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۳

 


دو قطره آب که به هم نزدیک شوند، تشکیل یک قطره بزرگتر میدهند
اما دوتکه سنگ هیچگاه با هم یکی نمی شوند !

پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشیم،
فهم دیگران برایمان مشکل تر، و در نتیجه
امکان بزرگتر شدنمان نیز کاهش می یابد




آب در عین نرمی و لطافت در مقایسه با سنگ،
به مراتب سر سخت تر، و در رسیدن به هدف خود
لجوجتر و مصمم تر است.


سنگ، پشت اولین مانع جدی می ایستد.
اما آب... راه خود را به سمت دریا می یابد.


در زندگی، معنای واقعی
سرسختی، استواری و مصمم بودن را،
در دل نرمی و گذشت باید جستجو کرد.


گاهی لازم است کوتاه بیایی

گاهی نمیتوان بخشید و گذشت...اما می توان چشمان را بست
و عبور کرد

گاهی مجبور می شوی نادیده بگیری

گاهی نگاهت را به سمت دیگر بدوز که نبینی

ولی با آگاهی و شناخت

وآنگاه بخشیدن را خواهی آموخت




کلمات کليدي :متن ادبی و کلمات کليدي :زندگی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٦/٢٠

 از خیاطی پرسیدند : زندگی یعنی چه ؟
گقت: دوختن پارگیهای روح ودل با نخ توبه؛

از باغبانی پرسیدند : زندگی یعنی چه ؟
گفت: کاشتن بذر عشق درزمین دلها زیر نور ایمان؛
...
از باستان شناسی پرسیدند : زندگی یعنی چه ؟
گفت: کاویدن جانها برای استخراج گوهر درون؛

از آیینه فروشی پرسیدند : زندگی یعنی چه ؟
گفت: زدودن غبار ایینه دل با شیشه پاک کن توکل؛

از میوه فروشی پرسیدند : زندگی یعنی چه ؟
گفت : دست چین کردن خوبها در صندوقچه دل؛

و اینک تو بگو زندگـــــــــــــــــــــــــــــــــی یعنی چه ؟




کلمات کليدي :زندگی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/٤/٦

خوشبختی...

 

اگر خوشبختی را برای یک ساعت می خواهید ؛چرت بزید...
اگر خوشبختی را برای یک روز می خواهید؛به پیک نیک بروید...
اگر خوشبختی را برای یک هفته می خواهید ؛به تعطیلات بروید..
اگر خوشبختی را برای یک ماه می خواهید ؛ ازدواج کنید..
اگر خوشبختی را برای یک سال می خواهید ؛ ثروت به ارث ببرید..
اگر خوشبختی را برای یک عمر می خواهید؛یاد بگیرید، کاری را که انجام می دهید ، دوست داشته باشید ... 




کلمات کليدي :زندگی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/٤/٦

 31 نکته برای زندگی بهتر...

1– یاد خدا باش – با خدا باش – شاد باش.

 

2– سینه خود را پر از انرژی مثبت کنید.

3– در پشت‌بام ذهن خود سبزه و گل بکارید.

4– به تمام اعضای بدن خود بگو فریاد بزنند: الهی شکر.

5– مسیر زندگی را از وجود تیغ‌ها و خارها پاک کنید.

6– تانکر عشق و محبت را همیشه پر نگه دارید.

7– دشمنی و کدورت را ذوب کنید و در چاه بریزید.

8– هوای پاک تنفس کنید. فکر منفی سینه شما را مریض می‌کند.

9– همیشه در کوچه زندگی، دنبال خانه مهربانی باشید.

10– ورد زبانتان کلمه: دوستت دارم، عاشقتم، باشد.

11– با چشم خود همسرتان را شیفته کنید.

12– هر کسی پرسید: حالت چطوره؟ بگویید: خیلی خوبم.

وقتی بدانیم مشکلات از کجا آغاز می ‌شوند و چگونه ادامه می ‌یابند و بزرگ می ‌شوند، می ‌توانیم جلوی آنها را بگیریم و وقتی بدانیم که یک زندگی بدون مشکل چه مزیت‌ هایی دارد آن وقت قبل از هر چیز درصدد یاد گیری مهارت‌ های زندگی برمی ‌آییم

13– همواره تصور کنید خوشبخت‌ترین آدم دنیا هستید.

14– خوب گوش کن: کسی در دوردست برایت دعای خیر می‌کند که سلامت و موفق باشی. جوابش را بده.

15– توجه کن! دلت می‌گه تا دوستی هست چرا دشمنی؟

16– سعی کن برای همسرت، زیباترین باشی.

17– گاهی اوقات فکر ما نیاز به سمپاشی داره تا سالم و خوب باشیم.

18– بگذار دیگران هر چه می‌خواهند بگویند مهم این است که ما با هم هستیم.

19– هرشب فکر می‌کنم که آیا فردا زنده هستم که باز هم تو را ببینم.

20– اگر بگویی بمیر، نمی‌میرم. چون می‌خواهم تا انتها با تو باشم.

21– تا وقتی خنده و شادی هست چرا گریه و غم. پاشو به دنیا بخند پاشو.

22– چه بوی خوبی می‌دی، چه دست مهربون و گرمی داری.
تکرار این جملات عاشق ترتان می کند.

23– چقدر مزرعه دل شما سبز و خرم است. باغت آباد.

24– می‌دونی چیه؟ تا حالا از گل نازک‌تر به من نگفتی. ممنون تو هستم.

 

 

25– نمی‌دونم اگر تو نبودی چه کسی می‌توانست مرا خوشبخت کند.

26– پدر و مادرم به خاطر زحمات و محبت‌های تو همیشه دعایت می‌کنند.

27– راستی چرا آماده نمی‌شوی برویم پارک، قدری قدم بزنیم. به یاد گذشته‌ها.

28– آدم وقتی وارد این خونه می‌شود. همه ناراحتی‌هاش برطرف می‌شه.

29– خدایا! زندگی از این زیباتر و بهتر دیگه نمی‌شه. شکر شکر شکر...

30– می‌دونی عزیزم، خیلی دوستت دارم، خیلی زیاد.

 

31– بی‌خیال غم دنیا، بیا چند دقیقه با هم از ته دل بخندیم و برای زندگی بهتر برنامه ریزی کنیم!




کلمات کليدي :زندگی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/٢/٧

قیمت یک روز زندگی چقدره؟؟

راستی؛هیچ وقت از خودت پرسیدی قیمت یه زندگی چنده؟تموم روز رو کار می کنیم و آخرشم از زمین و زمان شاکی هستیم که از زندگی خیری ندیدیم!

شما رو به خدا تا حالا از خودتون پرسیدید:

قیمت یه روز بارونی چنده؟

یه بعدازظهر دلنشین آفتابی رو چند می خری؟

حاضری برای بو کردن یه بنفشه وحشی توی یه صبح بهاری یه اسکناس درشت بدی؟

پوستر تمام رخ ماه قیمتش چنده؟

ولی اینم می دونی که اگه بخوای وقت بگذاری و حتی نصف روز هم بشینی به گل های وحشی که کنار جاده در اومدن نگاه کنی بوته هاش ازت پول نمی گیرن!

چرا وقتی رعد و برق میاد تو زیر درخت فرار می کنی؟

می ترسی برقش بگیرتت؟

نه، اون می خواد ابهتش رو نشونت بده.

آخه بعضی وقت ها یادمون میره چرا بارون می یاد!

این جوری فقط می خواد بگه منم هستم

فراموش نکن که همین بارون که کلافت می کنه که اه چه بی موقع شروع شد،کاش چتر داشتم،بعضی وقتا دلت برای نیم ساعت قدم زدن زیر نم نم بارون لک می زنه.

هیچ وقت شده بگی دستت درد نکنه؟

شده از خودت بپرسی چرا تمام وجودشونو روی سرما گریه می کنن؟

اونقدر که دیگه برای خودشون چیزی نمی مونه و نابود میشن؟

ابرا رو می گم

هیچ وقت از ابرا تشکر کردی؟

هیچ وقت شده از خودت بپرسی که چرا ذره ذره وجودشو انرژی می کنه و به موجودات زمین می بخشه؟!

ماهانه می گیره یا قراردادی کار می کنه؟

برای ساختن یه رنگین کمون قشنگ چقدر انرژی لازمه؟

چرا نیلوفر صبح باز میشه و ظهر بسته می شه؟

بابت این کارش چقدر حقوق می گیره؟

چرا فیش پول بارون ماهانه برای ما نمیاد؟

چرا آبونمان اکسیژن هوا رو پرداخت نمی کنیم؟

تا حالا شده به خاطر این که زیر یه درخت بشینی و به آواز بلبل گوش کنی پول بدی؟

قشنگ ترین سمفونی طبیعت رو می تونی یه شب مهتابی کنار رودخونه گوش کنی.

قیمت بلیتش هم دل تو منه!

خودتو به آب و آتیش می زنی که حتی تابلوی گل آفتابگردون رو بخری و بچسبونی به دیوار اتاقت ولی اگه به خودت یک کم زحمت بدی می تونی قشنگ ترین تابلوی گل آفتابگردون رو توی طبیعت ببینی.گل های آفتابگردونی که اگه بارون بخورن نه تنها رنگشون پاک نمی شه،بلکه پررنگ تر هم میشن لازم نیست روی این تابلو کاور بکشی،چون غبار روی اونو،شبنم صبح پاک می کنه و می بره.

خیلی خنده داره نه؟

و خیلی سوال ها مثل این که شاید به ذهن هیچ کدوممون نرسه...

قدر خودت رو بدون و لطف دوستان و اطرافیانت رو هم دست کم نگیر.

به زندگیت ایمان داشته باش تا بشه تموم قشنگی های دنیا مال تو




کلمات کليدي :زندگی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/۱/٢٤

                                                   زندگی 
 
زندگی، ارزش آنرا دارد که به آن فکـر کنی.
زندگی، ارزش آنرا دارد که ببویی اش چون گل، که بنوشی اش چون شهد.
زندگی، بغض فـروخورده نیست.
زندگی، داغ جگــــر گـــوشه نیست.
زندگی، لحظه دیدار گلــی خفته در گهــــواره است.
زندگی، شوق تبسم به لب خشکیده است.
زندگی، جـــرعه آبی است به هنگامه ظهـــر در بیابانی داغ.
زندگی، دست نوازش به ســر نوزادی است.
زندگی، بوسه به لبهای گلی است که به شوقت همه شب بیدارست.
زندگی، شـــوق وصال یار است.
زندگی، لحظه دیدار به هنگامــــــه یاس.
زندگی، تکیه زدن بر یــار است.
زندگی، چشمه جــوشان صفا و پاکـــی است.
زندگی، مـــوهبت عرضه شده بر من انسان خاکـــی است.
زندگی، قطعه سرودی زیباست که چکاوک خواند که به وجدت آرد به سرشاخه امید و رجا.
زندگی، راز فـروزندگی خورشید است.
زندگی، اوج درخشندگــــــی مهتــاب است.
زندگی، شاخه گلی در دست است که بدان عشق سراپا مست است.
زندگی، طعــم خوش زیستن است، شور عشقی برانگیختن است.
زندگی، درک چرا بودن است، گام زدن در ره آسودن است.
زندگی، مزه طعم شکلات به مذاق طفل است. به، که چقدر شیـــرین است.
زندگی،خاطره یک شب خوش،زیر نورمهتاب،روی یک نیمکت چوبی سبز،ثبت درسینه است.
زندگی، خانه تکانی است. هر از چندگاهی از غبار اندوه.
زندگی، گـوش سپردن به اذان صبح است که نوید صبـح است.
زندگی، گاه شده است خوش نیاید به مذاق.
زندگی، گاه شده است که برد بیراهم.
زندگی، هر چه که هست، طعـــم خوبی دارد، رنگ خوبــــی دارد.




کلمات کليدي :زندگی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٩/۱٢/٢

رازهایی برای رسیدن به حقیقت زندگی


راز اول:

‌تمامی آن‌چه به منظور خوشحالی و خوشبختی واقعی بدان نیاز داریم، در درون ماست.

راز دوم:

تصویر ذهنی درست از خود، ما را به حقیقت زندگی هدایت می‌کند. هر انسانی، یک تصویر ذهنی از خود دارد که من کیستم و چه می‌توانم انجام دهم. تصویر ذهنی هر انسانی، پایه‌ی اصلی شخصیت و رفتار‌های اوست. به‌عبارت دیگر، تصویر ذهنی ما از خود، نشانه‌ای از احساس فضیلت و بزرگی ماست و نشان‌می‌دهد که چه کارهایی از ما ساخته است‌ و چه کارهایی از ما ساخته نیست. انسان‌ها حقیقت زندگی را با تصویرهای ذهنی خود‌ می‌سازند. آری تصویر ذهنی زیبا از خود، موفقیت‌ها را می‌سازد و موفقیت‌ها، باعث بهتر شدن تصویر ذهنی انسان از خود می‌گردد. تصویر ذهنی ما از خودمان، نمادی از مجموعه‌ی باورهای ما در فضای زندگی است.

راز سوم:

هدف زندگانی، آن است که تمام توانایی‌های بالقوه‌ی خود را به‌عنوان یک انسان خود‌شکوفا‌ بشناسیم و آن‌ها را شکوفا کنیم و بهترین خویشتن خویش را از خود ظاهر کنیم و به بیش‌ترین رشد و شکوفایی برسیم.

راز چهارم:

تغییر در وجود، نه‌تنها ممکن و میسر است بلکه اجتناب‌ناپذیر است‌ زیرا تا ما تغییر نکنیم، زندگی‌مان تغییر نمی‌‌کند. انسان‌های سعادتمند، ‌مرتباً می‌شوند و می‌روند‌ زیرا تا نشوی، نمی‌شود و تا نروی، نمی‌رسی.

راز پنجم:

تمام مشکلات، موانع و مصائب زندگی، در‌واقع درس‌هایی هستند که به انسان می‌آموزند و انسان را می‌سازند. آن‌ها فرصت‌هایی در لباس مبدل‌اند. حتی گاهی مشکلات، الطاف خفیه‌ی خداوند هستند که باعث رشد و شکوفایی انسان می‌شوند. پس آن‌ها را گرامی بداریم و از آن‌ها بیاموزیم.

راز ششم:

تلقی ما از واقعیت، ساخته و پرداخته‌ی فکر و ذهن ماست. پس واقعیت‌های زندگی ما می‌توانند با اندیشه‌های ما تغییر کنند. بنابراین مراقب اندیشه‌های خود باشیم تا واقعیت زندگی‌مان را زیباتر کنیم.

راز هفتم:

ترس و تردید، سرزندگی و نشاط را از انسان می‌رباید. با باورهای عالی و توکل بر خداوند، هرگونه ترس و تردید را از فضای فکر خود دور کنیم و در وادی یقین و عشق، محکم و استوار به جلو برویم و زندگی پرحاصلی را در محضر خدا و کائنات خلق کنیم.

راز هشتم:

مادامی که خودمان را دوست نداشته باشیم و به خودمان عشق نورزیم، نمی‌توانیم به کسی عشق بورزیم و از عشق دیگران نسبت به خود بهره‌ای ببریم. پس گوهر عشق را ابتدا به خود تقدیم کنیم تا بتوانیم مظهر عشق‌ورزی برای دیگران باشیم.

راز نهم:

تمامی ارتباطات ما با کائنات و دیگران، آیینه‌هایی هستند که خود ما را نشان می‌دهند و تمامی مردم، آموزگاران ما به‌حساب می‌آیند. پس با خودباوری و اعتماد‌به‌نفس، زیبا‌ترین رابطه‌ها را برقرار‌کنیم و از کلید طلایی ارتباطات، برای باز کردن هر درِ بسته‌ای در زندگی استفاده کنیم و موفق شویم.

راز دهم:

سعادت واقعی در زندگی، در نحوه‌ی عکس‌العمل ما در مقابل رخدادها و حوادث زندگی است‌ نه در بخت و اقبال. بنابراین خود را مسؤول زندگی خود بدانیم و تقصیر را به عهده‌ی دیگران نیندازیم تا بتوانیم با عکس‌العمل‌های مناسب، حقیقت زیبای زندگی را به واقعیت قابل قبول تبدیل کنیم و به خوشبختی و سعادت برسیم.

راز یازدهم:

حقیقت زندگی، بر مبنای عشق الهی استوار است. انسان‌های موفق و کامیاب، وجود خود را با عشق الهی، جذاب و منور می‌کنند و با تقدیم عشق به انسان‌های دیگر و به کل کائنات، به زندگی سعادتمندانه‌ای می‌رسند.

راز دوازدهم:

از آن‌جایی که انسان‌ها در مسیر زندگی گاهی از اجرای درست قانونمندی‌های زندگی غافل می‌شوند و با اندیشه‌های غلط و القائات منفی دیگران، از مسیر درست زندگی به بی‌راهه می‌روند، بنابراین ارزیابی مستمر کیفیت زندگی و اصلاح لحظه‌به‌لحظه‌ی خود، می‌تواند انسان را در مسیر درست و رسیدن به حقیقت زندگی هدایت کند. زیباترین معیار ارزیابی کیفیت زندگی، این است که در پایان هر روز، از خود سؤال کنیم که آیا من روز پرحاصلی داشتم و از لحظه‌های زندگی خود ‌لذت بردم؟




کلمات کليدي :زندگی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢٤

زندگی داستانی الهی است.

زندگی بیوگرافی تو نیست،

 

بلکه بیوگرافی خداست.

 

ما فقط صفحه هایی هستیم  در این کتاب بزرگ.

 

هستی،ارکستری عظیم است؛

 

ما نت هایی کوچک در ان.

 

می توانیم نت های باشیم هماهنگ با سمفونی کل

 

آنگاه سعادتمند خواهیم بود.

 

می توانیم نت هایی نا هماهنگ و فالش باشیم

 

آنگاه شوربخت خواهیم زیست. به همین سادگی.

 

پس هر گاه احساس بدبختی کردی ،

 

بدان که دانسته یا ندانسته،

 

با سمفونی بزرگ آفرینش ناهماهنگ هستی.

 

خود را میزان کن.

 

هیچ کس مسؤولبد بختی تو نیست،مگر خود تو.

 

احساس خوشبختی و احساس بدبختی،

 

هردو آموزگاران ما هستند




کلمات کليدي :زندگی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢۳

امروز زندگی را آغاز کن


به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر برده‏ عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی،
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی،
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،
دوری کنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی،
که حداقل یک بار در تمام زندگیت
ورای مصلحت‌اندیشی بروی.


امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نکن!






کلمات کليدي :زندگی