نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/٤/٢٢

این شعر شکسته بسته...

من جز تو کسی ندارم ای عشق

خود را به تو می سپارم ای عشق

از خاک بر آسمان رسیدم

تا لطف تو گشت یارم ای عشق

گر بی تو دمی نفس برآید

از عمر نمی شمارم ای عشق

این شعر شکسته بسته را نیز

با دست تو می نگارم ای عشق

جان چشم به راه یک نگاه است

مگذار در انتظارم ای عشق




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :شایا تجلی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/٤/٢٢

 اگه تو عاشقم بشی!

اگه تو عاشقم بشی اونجوری که من می خوامت

بهم بگی دوست دارم می گی که حتماً می خوامت

اگه تو عاشقم بشی اونجوری که من عاشقم

اونجوری که همیشه تو هستی تو دقایقم

دنیا به کام ما می شه دل دیگه رسوا نمی شه

رد می شیم از حادثه ها با هم می مونیم همیشه

کاشکی شبیه من بشی دیوونه و مست و خراب

شبا رو بیدار بمونی نیاد به چشمای تو خواب

اگه تو عاشقم بشی من دیگه چیزی نمی خوام

از اولم دلم می خواست باشی همش جلو چشام

دیوونتم دلم می خواد همش تماشات بکنم

این جون ناقابل مو من نذر چشمات بکنم

بگو به گوش ت می رسه صدای این عاشق زار؟

من زخمی حادثه هام مرهم ر زخم من بذار

آخه باید کجا برم؟عشق تو رو داد بزنم

تا که به گوش ت برسه عاشق واقعی ت منم




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :شایا تجلی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/٤/٢٢

می خوام که نفرینت کنم!

می خوام که نفرین بکنم

اون قلب سنگی تو رو

به آدما نشون بده

خدا دورنگی تو رو

می خوام که نفرینت کنم

به درد من دچار شی

اسیر دست بی وفا

رسوای روزگار بشی

دلم فقط تو رو می خواست

تشنه ی حرفای تو بود

حتی تو این شهر شلوغ

همیشه همپای تو بود

خودت که بهتر می دونی

همیشه مال تو بودم

فکر خودم که نبودم

به فکر حال تو بودم

خط خطی کردی و سیاه

تو دستی دستی دلمو

خدا دلت رو بشکنه

که تو شکستی دلمو

خدا خودش خوب می دونه

قصه بی وفائیت

یه روز سر خودت میاد

که ببینی تنهائیت

 




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :شایا تجلی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/٤/٢٢

                          کی دوستتون نداره؟

آی آدمای پر درد

آی آدمای ساده

بگید کی التماس

یاد شماها داده؟

بهم بگید بدونم

کی دوستتون نداشته؟

این کوله بار درد

رو شونه تون گذاشته

بهم بگید بدونم

کی دوستتون نداره؟

مگه چقد مهمه

که تنهاتون بذاره

از این همه حقارت

نمی کشید خجالت!!

چرا ساده شکستن

شده براتون عادت

دل بهونه کردید

عقلتونو فروختید

شمع شدید چه ساده

به این بهونه سوختید

باورتون خرابه

آی آدمای پر درد

یه دل میونه سینه

چقد سادتون کرده




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :شایا تجلی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۳/۱۳

اگه دل ساده نبود،عاشق هر کی نمی شد

دل به هر کس نمی بست،اسیر هر چی نمی شد

اگه دل ساده نبود،به هر کسی دل نمی داد

دل به دریا می زد و تکیه به ساحل نمی داد

اگه دل ساده نبود،این درو اون در نمی زد

واسه آرزوهاش، کنج قفس پر نمی زد

دیگه عاقل می شد،دم به دم عاشق نمی شد

دم به دم نمی شکست،آیینه ی دق نمی شد

دیگه عاقل می شد، واسه خودش دل می سوزوند

دل به هر کی نمی داد،پای دل خودش می موند

دل که عاشق نباشه، که واسه ما دل نمی شه

دل عاشق که دیگه،هیچ جوری عاقل نمی شه

دل اگه با ما نساخت،خوبه ما با اون بسازیم

یه دفه به خاطرش،ساده بشیم دل ببازیم

اگه دل بچگی کرد،بازی عشقمون باخت

اگه دل سادگی کرد،دروغ از راس نشناخت

با همه سادگی هاش،از دل چشمه پاکتره

واسه خواستن تو،از همه سینه چاکتره




کلمات کليدي :شایا تجلی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۳/۱۳

من می خوام پیش تو باشم،نازنین برام دعا کن

واسه رسیدن من،نازنین خدا خدا کن

انگاری تموم نمی شه،فاصله بین من و تو

تو دعا کن برسونم،به گوش خدا صدامو

برو از خدا بخواه که

ما رو به هم برسونه

من فقط آرزوم اینه

یه روزی بیام به خونه

دل تنگ من اینجا،تاب تنهایی نداره

می دونم چشم قشنگت،هنوزم چشم انتظاره

جاده ها رحمی ندارن،جاده ها دورو درازن

دارن از فاصله هامون،واسه من قفس می سازن

می دونم که چشم برامی،می دونم دست به دعایی

آخه می رسه به گوشم،که می پرسی تو کجایی

دوری از دیار و خونه،پر و بال منو بسته

توی تنهایی و غربت،دل تنگمو شکسته

برو از خدا بخواه که

ما رو به هم برسونه

من فقط آرزوم اینه

یه روزی بیام به خونه




کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :شایا تجلی