نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/٧/٢۸




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۱٢/۱۸

پست ویژه 92/12/19...

 

 

وبلاگ عزیزم تولدت مبارک

امروز چهارمین سالروز برپایی وبلاگ پاسبان حرم دل ست...

امیدوارم سالیان سال برپا باشد...




کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :تولد




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/۱٢/۱٥

از زیر سنگ هم شده پیدایم کن...

مدت هاست که تنهایی های مرا...

دست های جستجوگری لمس نکرده اند...




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/۱۱/۱٩

پست ویژه 92/11/19
تولد من و خواهر دوقلوم...

چه لطیف است حس آغازی دوباره
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس
و چه اندازه عجیب است روز ابتدای بودنمان
و چه اندازه شیرین است امروز ... روز میلادمان ... روز ما!
روزی که آغاز شدیم
تولدمون مبارک

 

 

 




کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :تولد




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/۱٠/٦




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/٩/٢٤

بعضی آدم ها را نمی شود داشت فقط میشود یک جور خاصی دوستشان داشت !

بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند یا تو برای آن ها !

اصلا به آخرش فکر نمی کنی آنها برای اینند که دوستشان بداری آن هم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق !

یک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست ...

این آدم ها حتی وقتی که دیگر نیستند هم در کنج دلت تا ابد یه جور خاص دوست داشته خواهند شد...




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/۸/٢٤

ﻟﺤﻦ ﻧﮕﺎﻫﺖ
ﭼﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩﺍﻧﻪ
ﻫﻤﻬﻤﻪٔ ﺳﮑﻮﺕ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ
ﻭ ﻣﻦ ﭼﻪ ﻧﺎﺷﯿﺎﻧﻪ
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎﯼ ﭘﺮ ﺳﺮﻭﺻﺪﺍ
ﻣﯽ ﺳُﺮﺍﯾﻢ..
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ
ﮐﻠﻤﺎﺕ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﻨﺪ
ﺣﻀﻮﺭﺕ ﺩﺭ ﺷﻌﺮ ﻣﻦ
ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﻟﻄﯿﻔﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﻬﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻮﺍﺯﺩ

 




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۸/۱٩

ﺍﯾﻦ ﻧﮕﺎﻫﺖ
ﭼﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩﺍﻧﻪ
ﻫﻤﻬﻤﮥ ﺳﮑﻮﺕ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ
ﻭ ﻣﻦ ﭼﻪ ﻧﺎﺷﯿﺎﻧﻪ
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎﯼ ﭘﺮ ﺳﺮﻭﺻﺪﺍ
ﻣﯽ ﺳُﺮﺍﯾﻢ..
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ
ﮐﻠﻤﺎﺕ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﻨﺪ
ﺣﻀﻮﺭﺕ ﺩﺭ ﺷﻌﺮ ﻣﻦ
ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﻟﻄﯿﻔﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﻬﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻮﺍﺯﺩ




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/۸/۱۱

خسته ام به دیدارم بیا هر شب در این تنهایی

تنها و تاریک خدا مانند...




کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/٦/۳۱

این روزها می شود فهمید

تحمل گرسنگی و تشنگی

چقدر آسان تز از این است

که یک دنیا حرف داشته باشی و نتوانی

روزه ی سکوتت را بشکنی...




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/٥/٢٠

ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻡ ﺍﺯ ﺑﺲ:
خندیدم ﻭﻟﯽ ﺑﻐﺾ ﮔﻠﻮﻣﻮ ﻓﺸﺎﺭ ﺩﺍﺩ
ﺁﺭﻭﻡ ﺑﻮﺩﻡ ﻭﻟﯽ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺗﻮ ﺩﻟﻢ ﯾﻪ ﺁﺷﻮﺏ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﻮﺩ
ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘﻢ ﺧﻮﺑﻢ ﻭﻟﯽ ﺣﺎﻟﻢ ﻧﺎﺟﻮﺭ ﺧﺮﺍﺏ ﺑﻮﺩ
ﮔﻔﺘﻢ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﻭﻟﯽ ﻧﺘﻮﻧﺴﺘﻢ
ﺭﺍﺳﺘﺶ...
ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﻈﺎﻫﺮ




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/٥/۱٤

( داستان واقعی)

لیندا در ۲۸ سالگی مبتلا به سردردهای شدیدی شد که پزشکان وجود یک تومور بزرگ را در مغز او تشخیص دادند.

به عقیده ی پزشکان او تنها دو درصد شانس زنده ماندن داشت، پزشکان تشخیص دادند که شش ماه عمل جراحی وی را به تعویق بیندازند.

او به استعداد و هنر شگرفی که در وجود خود داشت کاملا واقف بود.
در این مدت بر اثر طغیان احساساتش دیوانه وار شعر می سرود و نقاشی میکشید.
تمام اشعا...رش جز یکی در مجله های معتبر به چاپ رسید و تمام اثار هنری اش جز یک تابلو به فروش رسید.
بالاخره او تحت عمل جراحی قرار گرفت و شب قبل از آن در وصیت نامه ای نوشت که در صورت مرگ همه اعضایش به بیماران نیازمندان اهدا شود.
.
عمل جراحی منجر به شکست شد و او زندگی را وداع گفت.
چشم های او به بانک چشم فرستاده شد و از انجا به دست یک متقاضی رسید و در دنیای تاریک این مرد روشنایی راه یافت.
آن مرد خواهان این بود که از خانواده ی اهدا کننده قدر دانی کند بنابراین نزد انان رفت.
مادر لیندا استقبال گرمی کرد و از مرد جوان دعوت کرد تا تعطیلات اخر هفته را با آنان بگذارند.
مرد جوان چند روزی را انجا سپری کرد،در اتاق لیندا متوجه شد که کتابهای افلاطون و هگل را میخواند او نیز به این کتابها علاقه داشت.
روز بعد مادر لیندا نگاه عمیقی به او انداخت و گفت مطمئنم شما را قبلا جایی دیده ام اما بخاطر نمی اورم کجا!!
ناگهان چیزی به ذهنش خطور کرد و به طبقه ی بالا رفت و اخرین تابلوی لیندا را پایین اورد.
آن نمایانگر مرد ایده ال لیندا بود که شباهت بسیاری به آن مرد جوان داشت.
سپس مادرش اخرین شعر لیندا را خواند
"قلب های دو انسان رهگذارن شب هستند عاشق هم میشوند اما هرگز نمیتوانند به چشمان هم روشنی ببخشند اما من این سُنَت را خواهم شکست"




کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/٥/۱٠

ﻧﻪ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺩﺍﺭﻡ
ﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺴﯽ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺳﺮﺩﻡ
ﻣﺜﻞ ﺩﯼ، ﻣﺜﻞ ﺑﻬﻤﻦ، ﻣﺜﻞ ﺍﺳﻔﻨﺪ
ﻣﺜﻞ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ
ﺍﺣﺴﺎﺳﻢ ﯾﺦ ﺯﺩﻩ
ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﻢ ﻗﻨﺪﯾﻞ ﺑﺴﺘﻪ
ﺍﻣﯿﺪﻡ ﺯﯾﺮ ﺑﻬﻤﻦ ﺳﺮﺩ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﻢ ﺩﻓﻦ ﺷﺪﻩ
ﻧﻪ ﺑﻪ ﺁﻣﺪﻧﯽ ﺩﻝ ﺧﻮﺷﻢ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻦ ﮐﺴﯽ ﻏﻤﮕﯿﻦ
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺳﮑﻮﺗﻢ




کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/٥/٧

برای چشمانم

نماز باران بخوان

بغض کرده
...
ابریست

اما نمیبارد..



کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :عاشقانه




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/٤/٢٩

می گویند شاد بنویس

نوشته هایت درد دارند

و من یاد مردی می افتم

که با کمانچه اش

گوشه ی خیابان شاد میزد

اما با چشمهای خیس...




کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/٤/۱٧

برای دل خودم می نویسم ...

برای دلتنگی هایم

برای دغدغه های خودم
...
برای شانه ای که تکیه گاهم نیست !

برای دلی که دلتنگم نیست ...

برای دستی که نوازشگر زخم هایم نیست ...

برای خودم می نویسم !

بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !.!.!.!

 




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/٤/٧

تمام سهمم از دنیا
صورتی مهربان بود و
چشمانی مسحور کننده
به تعریف تو
و تمام غربت امروزم
از باز کردن دنیایم به روی تو
دلم می گیرد از خودم
که بی رحمانه سپردمش
به دستان دروغین تو
که دره ای عمیق بود بجای آغوش
حالا
جای یک چیز درون سینه ام خالیست
که پر نمی شود انگار
دلم
دلم
دلم..........




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/۳/۳۱

حواست باشـد
"حتماً خدانگهــــــدار بگویی!"
تا خدا حواسش را بیشتر به من بدهد...
...
آخر میدانی

خــــــــــــدا

به هوای تو مرا رها کرده ست...

من تا اخرین فصل باران منتظرت میمانم.......منتظرت میمانم.......

مرا اگر مجالی بود.........اگر مجالی داد ..منتظرت میمانم....

وقتی میـــروی

حواست باشـد
"حتماً خدانگهــــــدار بگویی!"
تا خدا حواسش را بیشتر به من بدهد...

  آخر میدانی

خــــــــــــدا

به هوای تو مرا رها کرده ست...

من تا اخرین فصل باران منتظرت میمانم.......منتظرت میمانم.......

مرا اگر مجالی بود.........اگر مجالی داد ..منتظرت میمانم....



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/۳/٢٩

دلم یک کوچه می خواهد...

بی بن بست...

وبارانی نم نم...

ویک خدا...

که کمی باهم راه برویم...

همین!!!

دلم کفش نمیخواهد...

پاپوشی از چمن میخواهد...

دلم باران میخواهد...

دلم هیاهو نمی خواهد...

می خواهد اندکی با سکوت و نسیم و باران قدم بزند...

همین!



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل



 

نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/۳/٢٧

تو را روزی می خواهم که با دل بیایی
با تمام دل،
نه با رضایتی از آنکس که هست
بلکه با ضرورتی برای آنچه که هست

روزی که برایت هوا باشم
و ترس بی هوایی لحظه ای دورت نکند
نه نسیمی که فقط تابستانها دلتنگش شوی!

روزی که آفتابت باشم ،
از ترس تاریکی دستانم را رها نکنی
نه شمعی لرزان که گاه به گاه دست بگیری
سپس تمام نشده با یک فوت رهایم کنی!

صحبت یک عمر است ، دو زندگی و چندین دلواپسی!




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/۳/٢٢

اندوه که از حد بگذرد

جایش را می دهد به یک بی اعتنایی مزمن !

دیگر مهم نیست..
...
بودن یا نبودن ؛

دوست داشتن یا نـداشتن ...

آنچه اهمیت دارد

کشداری رخوتناک از حسی است

که دیگر تـو را به واکنش نمی کشاند!

در آن لحظه فقط در سکوت غـرق می شوی

و نگاه می کنی و نگاه و نـگــــــــــاه .....!!!

 



کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/۳/۱٧

خدوندا!
مگر نه اینکه از رگ کردنم به من نزدیکتری...؟
مگر نه اینکه ،مهربان تر از مادر برای منی...!؟
مگر تو مرا با تمام عشق و ارزویت نیافریدی...؟
مگر نمیگویی ،مرا دوست داری...؟
... هیچ چیز نمیخواهم ...
فقط...!
لحظه ای مرا به آغوش بکش...
دلم از همه چیز بیشتر...
برایه یک آغوشه مهربان ...
تنگ است!



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :خدا




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٢/۳/۱۳

یک دقیقه سکوت

به خاطر تمام آرزوهایی که در حد یک فکر کودکانه باقی ماندند!

به خاطر امید هایی که به نا امیدی مبدل شدند

به خاطر شب هایی که با اندوه سپری کردیم!

به خاطر قلبی که زیر پای کسانی که دوستشان داشتیم له شد!

به خاطر چشمانیکه همیشه بارانی ماندند!

یک دقیقه سکوت!

به احترام کسانی که شادی خود را با ناراحت کردنمان به دست آوردند!

بخاطر صداقت که این روز ها وجودی فراموش شده است!

بخاطر محبت که بیشتر از همه مورد خیانت واقع گردید!

یک دقیقه سکوت به خاطر حرف های نگفته!!

برای احساسی که همواره نادیده گرفته می شد




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/۳/۸

گاهی آنقدر دلم از دنیا سیر می شود که میخواهم تا سقف آسمان پرواز کنم و رویش درازبکشم ...

آرام و آسوده....

مثل ماهی حوضمان که چند روز است

روی آب دراز کشیده!




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/٢/٢٩

آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز

مثل آن روز نخست

گرم وآبی و پر از مهر ، به ما می خندد !ا

یا زمینی را که، دلش ازسردی شب های خزان

نه شکست و نه گرفت !ا

بلکه از عاطفه لبریز شد و

نفسی از سر امید کشید

ودر آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید

زیر پاهامان ریخت ،

تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست !ا

ماه من غصه چرا !؟!ا




کلمات کليدي :یادگاری و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/٢/٢٧

من که سربه راه بودم چرا زمونه با من بازی کرد !!؟
بازیم داد !!؟
بازی خوردم !!؟؟

شایدم خودم کردم ..!
شاید نباید هیچ چیزی را شروع میکردم ..!

شاید شروع شد برای تمام شدن ..!

پس قلم به دست میشمو مینویسم .....

این دلی که شکستی مال من نبود !
خیلی وقت پیش تقدیم به تو شد

حالا جای دل ..
سنگ هدیه خوبیست تو ســ ــینه ام



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٢/٢/٢٧

من که سربه راه بودم چرا زمونه با من بازی کرد !!؟
بازیم داد !!؟
بازی خوردم !!؟؟

شایدم خودم کردم ..!
شاید نباید هیچ چیزی را شروع میکردم ..!

شاید شروع شد برای تمام شدن ..!

پس قلم به دست میشمو مینویسم .....

این دلی که شکستی مال من نبود !
خیلی وقت پیش تقدیم به تو شد

حالا جای دل ..
سنگ هدیه خوبیست تو ســ ــینه ام



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٢/٢/٢٤

پروانه ها،مغرور می شوند،
بی وفا می شوند،
و هیچ گاه از پیله هایشان یادی نمی کنند...
میدانم؛این یک قانون است،
همواره باقی ست:
به من پیله کرده بودی،پروانه که شدی،
پیله ات را به فراموشی سپردی....



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/٢/٢۱

شیشه ای میشکند
یک نفر میپرسد
که چرا
شیشه شکست؟
یک نفر میگوید:
شاید این رفع بلاست
دیگری میپرسد
شیشه پنجره را باد شکست؟
دل من سخت شکست
هیچ کس هیچ نگفت
غصه ام را نشنید
از خودم میپرسم"
ارزش قلب من از شیشه پنجره هم کمتر بود.




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٢/٢/۱٢

سر خاک من ...!!

اونی که بیشتر اذیتم کرد بیشتر گریه میکنه ...!!

اونی که نخواست ما رو بالاخره میاد دیدن جسدم...!!

اونی که حتی نیومد تولدم زیر تابوتمو گرفته ...!!

اونی که سلام نمی کرد میاد برا خداحافظی...!!

عجب روزیه اون روز...!!

حیف که اون موقع خودم نیستم...!!




کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٢/۱/۱٤

گــــ ـاهی وقتهــ ـا آدمهـــ ـا ،
از یکـــ جایی به بعــــــد ،
از یکـــ روزی به بعـــــــد ،
از یکـــ (( نفــــــــــر )) به بعـــــد ،
دیگــــــــر هیچ چیز برایشان معنی ندارد ...
نه رنگـــ ها ،
نه خیـابانهـــا ،
نه فصلهــــــــا ...
گاهـــــــی وقتهــــا آدمهــ ـا
از یک نفــــــــر به بعــ ــــد فقط دلتنگ اند ...



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٢/۱/۱۱

خیلی حرف است . . .

که توهر روز در گلویت ،

خاری کشنده احساس کنی

برای کسی که

حتّی یک بار در عمرش

به خاطر تو بغض هم نکرده است



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱٢/٢٩

مهم نیست که قفلها دست کیست.مهم اینست که کلیدها دست خداست
از ته دل دعا میکنم که در اولین روز سال ، توی این روز زیبای آفتابی
شاه کلید تمام قفلها رو ازخداوند عیدی بگیری
سال نو مبارک




کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :مناسبتها و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :عید




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/۱٢/٢٥

رسم زندگی این است
یک روز کسی را دوست داری
و روز بعد تنهایی
به همین سادگی !
او رفته است
و همه چیز تمام شده است .
مثل یک میهمانی
که به آخر می رسد
و تو به حال خود رها می شوی
چرا غمگینی؟
این رسم زندگی است
تو نمی توانی آن را تغییر دهی ،
پس تنها آوازی بخوان !
این تنها کاری است که از دست تو برمی آید.

آواز بخوان.
برقص



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٢/٢٤

 
حکایت من حکایت کسی است که عاشق دریا بود اما قایق نداشت.

دلباخته سفر بود اما همسفر نداشت

حکایت کسی است که زجر کشید اما ضجه نزد

زخم داشت ولی ناله ای نکرد

نفس میکشید اما همنفس نداشت

غمش را کسی نفهمید
 



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱٢/٢٢

 
گاهــــــے دلم برای خودم تنگ میشود گاهــــــے دلم برای باورهاے گذشته ام تنگ میشود گاهــــــے دلم برای پاکیهاے کودکانه ے قلبم میگیرد گاهــــــے دلم از رهگذرانے که در این

مسیـر بے انتها آمدند و رفتند ، خسته میشود گاهــــــے دلم از راهزنانے که ناغافل دلم را

میشکنند میگیرد ... گاهــــــے آرزو میکنم اے کاش دلــــــی نبود تا تنگ شود تا خسته شود تا بشکند
 
گاهــــــے دلم برای خودم تنگ میشود گاهــــــے دلم برای باورهاے گذشته ام تنگ میشود گاهــــــے دلم برای پاکیهاے کودکانه ے قلبم میگیرد گاهــــــے دلم از رهگذرانے که در این
 
مسیـر بے انتها آمدند و رفتند ، خسته میشود گاهــــــے دلم از راهزنانے که ناغافل دلم را

میشکنند میگیرد ... گاهــــــے آرزو میکنم اے کاش دلــــــی نبود تا تنگ شود تا خسته شود تا بشکند



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/۱٢/۱٩

تولد پاسبان حرم دل با 3 روز تاخیر

سلام دوستان عزیزم

سه سال پیش در 19 اسفند ماه  پاسبان حرم دل پا به سرزمین وبلاگی گذاشت

و امروز دو سال از عمرش می گذره

امیدوارم سالهای سال زنده باشه حتی اگه خودم نباشم

و از همه شما عزیزان متشکرم که پاسبان حرم دل رو تنها نذاشتید و تنهاش نمی ذارید

فرزندم ، پاسبان حرم دله زهرا ،تولدت مبارک...




کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :تولد




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱۱/٢٤

این روزها ...
از تمام آسمان یک باران می خواهم
از تمام زمین یک خیابان ...

از تمام دنیا تو را می خواهم
و از تمام تو یک نگاه ...

از تمام لحظاتم
با تو بودن را می خواهم
و از تمام فکرم یادت را ...

از تمام روزگار یک هیاهو می خواهم
و از تمام خودم یک دست
که
لمس کنم نگاهی را از تمام تو ...

و تنها می خواهم
از تمام فریاد ها ، یک سکوت
از تمام خواب ها ، یک بیداری
از تمام رویا ها ، یک واقعیت
از تمام غریبه ها ، یک آشنا
و
از تمام فصل ها ، یک وصل ...



کلمات کليدي :انسیه هاشمی و کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/۱۱/۱۸

این مطلب فقط جهت اطلاع سالروز تولدم ،البته تولدمون آخه منو خواهرم دوقلو هستیم 

 

25 سال پیش 19 بهمن تو یه روزه برفی دوتا دختره توپول موپول به دنیا اومدن

ان شالله که قدمشان پر از خیر بوده و باشه

و خدای مهربون هم ازشان راضی باشه

باهفت آسمون پرازگل یاس ومیخک

باصدتادریاپرازعشق واشتیاق وپولک

یه قلب عاشق بایه احساس بی قراروکوچک

فقط میخوام بهتون بگیم

تولدمون مبارک

دعای امسالمون :

الهی جاده زندگیمان هموار

آسمان چشمانمان صاف و دریای دلمان همیشه آرام و زلال باشد

و هیچ وقت از دنیا خسته نباشیم

 واینکه سبز ترین خاطرات ازآن کسانیست که ، در ذهنمان عاشقانه دوستشان داریم

حالا نوبته دنس و رقصه

بهترین قسمت جشن اگه گفتید چیه؟

بله پذیرایی بفرمایید کیک...


در آخر بهترین قسمت جشن برای ما کادوهاس...




کلمات کليدي :تولد و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/۱۱/۱٥

 

 

من اعتقاد دارم که از نور و عشق ساخته شده ام .
I believe that i am made of light and love.




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/۱٠/۱۸

خیالـت راحـت باشـد ، چیــزی نشـده

یک شکسـت عاطفـی سـاده ؛

دوستـش داشتـم ، دوستـم داشت

دوستـش دارم ، دیگـر دوستــم نـدارد

مانـــــده ام ، رفتـــــه

هستـــــم , ولــــی او نیـــست ...

به همیـن سادگی ...
 
خیالـت راحـت باشـد ، چیــزی نشـده

یک شکسـت عاطفـی سـاده ؛

دوستـش داشتـم ، دوستـم داشت

دوستـش دارم ، دیگـر دوستــم نـدارد

مانـــــده ام ، رفتـــــه

هستـــــم , ولــــی او نیـــست ...

به همیـن سادگی ...



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/۱٠/۱٧

تقویم‌ها اصرار دارند

فردا که بیاید

درست می‌شود
...
من چطور به تقویم‌ها بفهمانم

او رفته است

و فردا

آدم برفی نیست

که درست شود.........




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/۱٠/٩

ما همه با زندگی معامله می کنیم …!
با خودمان هم معامله میکنیم و با کسانی که دوستشان داریم هم …!
اگر نبخشی ، نمی بخشم
خیانت کنی ، خیانت میکنم
بدی کنی ، بدی میکنم
دروغ بگویی ، دروغ می گویم
و همیشه کوچک می مانیم ؛
بدون تجربه ی زندگی بالاتر و آرمانی تر …!
این را بدانیم که با خوب ، خوب بودن هنر نیست !




کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زندگی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/۱٠/۱


وقتی که
می‌رفتی
بهار بود …
تابستان که
نیامدی؛
پاییز شد …
پاییز که برنگشتی
پاییز ماند …
زمستان که نیایی
پاییز می‌ماند …
تو را به دل پاییزی‌ات
فصل‌ها را
به هم نریز …



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/٩/٢٥

 


گنه قلبیم توتولوپ عشقیمی یاد ایلمیشم
منی دیوانه ادن سروری یاد ایلمیشم
نه قدر جانیمی توکدوم یولونا بولمدی او
قلبی آهنن اولان دیلبری یاد ایلمیشم
نه وفالار الدیم عمریمی فرش اتدیم اونا
منی مجنون الین ظالیمی یاد ایلمیشم




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/٩/٢۱

رو به افق می ایستم
بی آنکه به پشت بنگرم
می ترسم اشکهای تنهاییم
لبخند از لب دوستان بگیرد
دیگر هیچ چیز نمی خواهم

نه یاری ، نه همراهی
دیگر چیزی نمانده است
این چند قدم آخر را تنها راحت ترم



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/٩/۱٥

آنقدر دلم را شکسته اند
که تمام راه های منتهی به دل خراب شده است
چندیست تابلو زده ام
کارگران مشغول کارند آهسته برانید
نه برای دل شکسته ام
برای شما که از زخم دلم زخم بر ندارید
شاید دلیل شکستن دل ارزان بودن آنست



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٩/۱٢

تکه ای از آسمان نگاهت جا مانده است

روی پرچین تنهایی ام!!
سر بر بالش..
رویای شبانه ام از تو لبریز،
من ، بوی تو را می دهم....
عزیز دلم،
صبورانه خواب می کنی تمام دلواپسی هایم را....
دلم می خواهد
بودنت را یک جا،
جلوی آیینه ها بگذارم
تا جنس دوستیمان
هزار برابر منعکس شود...




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/٩/۱۱

کــور باش بانــو !
نگاه که می کنی ؛ می گویند : نخ داد ...
عبوس باش بانــو !
لبخند که میزنی ؛ می گویند : پا داد ...
لال باش بانــو !
حرف که می زنی ؛ می گویند : جلوه فروخت
 
کــور باش بانــو !
 نگاه که می کنی ؛ می گویند : نخ داد ...
 عبوس باش بانــو !
 لبخند که میزنی ؛ می گویند : پا داد ...
 لال باش بانــو !
 حرف که می زنی ؛ می گویند : جلوه فروخت



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/۸/۳٠

سعی کن

مثل صفر باشی!!!

همان دایره ساده و خالی
...

که....

با حضورش رو به روی هر عددی....

آن را تا ده ها و صدها

برابر ارزش می بخشد ....

و اگر نباشد!!!

عددها دیگر با ارزش تر نمی شوند

بلکه!!!

تا همیشه همانی خواهند ماند ، که بودند



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/۸/٢۸

حکـــــــــــــــــــــایت من…
حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اما قایقـــــــــــــــــــــی نداشت…
دلباخته سفر بود اما همسفـــــــــــــــــــــر نداشت…
حکایت کسی بود که زجر کشید اما ضجـــــــــــــــــــــه نزد…
زخم داشت اما ننالیـــــــــــــــــــــد…
گریه کرد اما اشک نریخـــــــــــــــــت…
حکایت من حکایت کسی بود کـــــــــــــــــــــه…
پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنـــــــــــــــــــــود… !!



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/۸/٢٧




کلمات کليدي :مناسبتها و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/۸/٢٦

ناله های من نیز مانند زوزه ی گرگ است; سوزناک و پر از احساس.
چرا که هر دو از یارمان دوریم, چراکه نه ماه زوزه ی گرگ را میشنود و نه تو صدای قلبم را که برای تو میتپد.
گرگه دلش به این خوشه که نور مهتاب پوست خزدارشو نوازش میکنه.دریغا که همین نور ...مهتاب ماه که گرگه دوست داره از زوزه های شبونه ی گرگ نیست.
دل ماه هم پیش دل یکی دیگس.
پیش خورشیده.
نورش از اونه.
ولی گرگه فقط با مهتاب ماه رو میبینه
وقتی ماه کامل نیست بازم به یادشه و شبا واسش زوزه میکشه...!!!



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/۸/٢٤

نه زیبایم ، نه مهـربانم... !!!!

فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست...

فقط برای خودم هستم...


خوده خودم !
مال خودم !

صبورم و عجول !!!
سنگین...
سرگردان...
مغرور...
قـانع...

با یک پیچیدگی ساده و مقداری بیحوصلگیه زیاد !!!

و برای تویی که چهره را می پرستی نه سیرت آدمی ؛

هیچ ندارم راهت را بگیــر و بـــــــرو!!

حوالی ما توقف ممنــــوع است...



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/۸/٢۳

وقتی پرنده ای زنده است ، مورچه ها را میخورد !
وقتی میمیرد ، مورچه ها او را مى خورند !

زمانه و شرایط در هر موقعی میتواند تغییر کند !
در زندگى هیچ کسى را تحقیر نکنید !

شاید امروز قدرتمند باشید . اما یادتان باشد ، زمان از شما قدرتمند تر است !

یک درخت میلیون ها چوب کبریت را مى سازد ...
اما وقتى زمانش برسد ، فقط یک چوب کبریت براى سوزاندن میلیون ها درخت کافیست !

پس خوب باشید و خوبى کنید !




کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/۸/۱۸

هر شب بــــــــــــــــــــــــاران می بارد...
و من به این امید زیر بـــاران می روم...
که یا دعایـــــــــــــــم مستجاب شود ؛
یا فکر او از ذهنـــــــــــــــــــــم پـــــاک...
هر شب بــــــــــــــــــــــــاران می بارد...
و من به این امید زیر بـــاران می روم...
که یا دعایـــــــــــــــم مستجاب شود ؛
یا فکر او از ذهنـــــــــــــــــــــم پـــــاک...



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/۸/۱۱

حقیقت اینـــه کــــه:
هــــرچی مهـــربونتر باشی؛
بیشتـــر بهت ظلم میکـــنن...

هــــرچی صـــادق تـــر باشی؛
بیشتـــر بهت دروغ میگــــن...

هـــرچی خـــودتو خاکی تـــر نشون بـــدی؛
واست کمتـــر ارزش قائلنـــد...

هـــرچی قلبتـــو آسونتـــر در اختیار بـــذاری؛
راحت تـــر لـــهش میکـــنن...

و اگــــر بدونند کـــه منتظـــری و بهشـــون احتیاج داری...؛.
انـــدازه یه دنیا ازت فاصلـــه می گــــیرند!



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/۸/٩

کاش می فهمیدی
سکوت
همیشه علامت رضایت نیست
گاهی سکوت
یعنی اما...
...
یعنی اگر...
یعنی هزار و یک دلیل
که دلم می ترسد بلند بگویدشان...



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٧/۳٠

چرا گم شده ام ؟
خانه اى نیست که پیدا بشوم ،
پس چرا دلتنگم ؟!
من چرا شوق پریدن دارم ؟....
من که بى بال و پرم ،
واى هوایى شده ام !!!
به همین خاک قسم
در دلم عشق کسى نیست ،
ولى مجنونم !
در سرم فکر کسى نیست ،
ولى بى خوابم !
در نگاهم هیچ پیدا نیست ،
ولى بى تابم !
در دلم هیچ غمى نیست ،
ولى غمگینم !
روزگارى ست که من غمگینم .
 



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/٧/٢٧

حتی اگه شب رو دیر خوابیدی، صبح زود بیدار شو !
زیر بارون راه برو ، نترس از خیس شدن !
هر چند وقت یه بار یه نقاشی بکش !
توی حموم آواز بخون ، آب بازی کن ، چه اشکالی داره ؟!
...

به رو به روییت تو مترو لبخند برن !
بی مناسبت کادو بخر ! بگو این توی ویترین برای تو بود !
در لحظه دست دادن به یه دوست ، دستش رو فشار بده !
لباس های رنگی بپوش !
آب نبات چوبی لیس بزن !
نوزاد فامیل رو بغل کن !
عکسات رو با لبخند بگیر !
بستنی قیفی بخور !
زیر جمله های قشنگ یه کتاب خط بکش !
به کوچیکتر ها سلام کن !
تلفن رو بردار و به دوست های قدیمیت زنگ بزن !
برو دریا ، شنا کن !
هفت تا سنگ بنداز تو دریا و هفت تا آرزو کن !
به آسمون و ستاره ها نگاه کن !
چای بخور ، برای دیگران هم چای دمکن !
جوراب های رنگی بپوش !
خواب ببین !
شعر بگو !
خاطرات قشنگ رو بنویس !
بالا بلندی ، وسطی بازی کن !
قاصدک ها رو بگیر و آرزو کن و فوتشون کن !
خواب بد دیدی بپر ، حتما یه لیوان آب بخور !
دنبال پروانه های باغ بدو ! به بال های پروانه دقت کن !
با رنگین کمون عکس بگیر !
باغ وحش برو ، شهربازی ، چرخ و فلک سوار شو !
جمعه ها کوه برو ، هر جاش که خسته شدی ، یه ذره دیگه ادامه بده !
نون خامه ای بخر و با لذت بخور !
با بچه های کوچه توپ بازی کن !
قبل خواب کارای روزت رو مرور کن !
هیچ وقت خودت رو به مردن نزن !
نفس های عمیق بکش !
به دردو دل دیگران با دقت گوش بده !
سوار تاکسی شدی بلند سلام کن !
چون ...
هر جا وایستی ، مردی !!
زنده باش ، زندگی کن !
برای زنده موندن از داشته هات غافل نشو !
قدر همشون رو بدون ، بگذار زندگی از اینکه تو زنده ای، به خودش ببالد !



کلمات کليدي :زندگی و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٧/۱٧

آب را گل نکنیم

در فرودست انگار
کفتری می خورد آب

یا که در بیشه ی دور
سیره ای پر می شوید

یا در آبادی
کوزه ای پر می گردد

آب را گل نکنیم

شاید این آب روان
می رود پای سپیداری
تا فرو شوید اندوه دلی

دست درویشی شاید
نان خشکیده فرو برده در آب

زن زیبایی آمد لب رود
آب را گل نکنیم
روی زیبا دو برابر شده است

چه گوارا این آب !
چه زلال این رود !

مردم بالا دست
چه صفایی دارند !

چشمه هاشان جوشان
گاوهاشان شیر افشان باد !

من ندیدم دهشان
بی گمان پای چپرهاشان جا پای خداست

ماهتاب آنجا
می کند روشن پهنای کلام

بی گمان در ده بالا دست
چینه ها کوتاه است

غنچه ای می شکفد
اهل ده با خبرند

چه دهی باید باشد !
کوچه باغش پر موسیقی باد !

مردمان سر رود
آب را می فهمند

گل نکردندش
ما نیز
آب را گل نکنیم

سهراب سپهری




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :سهراب سپهری




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٧/۱٠

پند استاد به دانشجوهای قدیمی....

گروهى از فارغ التحصیلان قدیمى یک دانشگاه که همگى در حرفه خود آدم هاى موفقى شده بودند، با همدیگر به ملاقات یکى از استادان قدیمى خود رفتند. پس از خوش و بش اولیه، هر کدام از آنها در مورد کار خود توضیح می داد و همگى از استرس زیاد در کار و زندگى شکایت می کردند. استاد به آشپزخانه رفت و با یک کترى بزرگ چاى و انواع و اقسام فنجان هاى جورواجور، از پلاستیکى و بلور و کریستال گرفته تا سفالى و چینى و کاغذى (یکبار مصرف) بازگشت و مهمانانش را به چاى دعوت کرد و از آنها خواست که خودشان زحمت چاى ریختن براى خودشان را بکشند.
پس از آن که تمام دانشجویان قدیمى استاد براى خودشان چاى ریختند و صحبت ها از سر گرفته شد، استاد گفت: «اگر توجه کرده باشید، تمام فنجان هاى قشنگ و گران قیمت برداشته شده و فنجان هاى دم دستى و ارزان قیمت، داخل سینى برجاى مانده اند. شما هر کدام بهترین چیزها را براى خودتان می خواهید و این از نظر شما امرى کاملاً طبیعى است، امّا منشاء مشکلات و استرس هاى شما هم همین است. مطمئن باشید که فنجان به خودى خود تاثیرى بر کیفیت چاى ندارد. بلکه برعکس، در بعضى موارد یک فنجان گران قیمت و لوکس ممکن است کیفیت چایى که در آن است را از دید ما پنهان کند.
چیزى که همه شما واقعاً مى خواستید یک چاى خوش عطر و خوش طعم بود، نه فنجان. امّا شما ناخودآگاه به سراغ بهترین فنجان ها رفتید و سپس به فنجان هاى یکدیگر نگاه مى کردید. زندگى هم مثل همین چاى است. کار، خانه، ماشین، پول، موقعیت اجتماعى و …. در حکم فنجان ها هستند. مورد مصرف آنها، نگهدارى و دربرگرفتن زندگى است. نوع فنجانی که ما داشته باشیم، نه کیفیت چاى را مشخص می کند و نه آن را تغییر می دهد. امّا ما گاهى با صرفاً تمرکز بر روى فنجان، از چایى که خداوند براى ما در طبیعت فراهم کرده است لذت نمی بریم.
خداوند چاى را به ما ارزانى داشته نه فنجان را. از چایتان لذت ببرید. خوشحال بودن البته به معنى این که همه چیز عالى و کامل است نیست. بلکه بدین معنى است که شما تصمیم گرفته اید آن سوى عیب و نقص ها را هم ببینید. در آرامش زندگى کنید، آرامش هم درون شما زندگى خواهد کرد...




کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :زندگی و کلمات کليدي :داستان کوتاه




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٧/۱٠

بیستون بود و تمنای دو دوست

آزمون بود و تماشای دو عشـق

در زمانی که چو کبک

خنده میزد " شیرین"

تیشه میزد "فرهـاد"

.

نه توان گفت به جانبازی فرهاد : افسوس

نه توان کـرد  ز  بـیـدردی "شیرین" فریـــاد

کار "شیرین" به جهان شور برانگیختن است

عشق در جان کسی ریختن است!

کار فرهاد برآوردن میل دل ِ دوست

خواه با شاه درافتادن و گستاخ شدن

خواه با کـــــوه در آویــخـتــن اســـت

.

 

رمز شیرینی این قصه کجاست؟

که نه تنها شیرین، 

بلکه گویای سـِـرّی زیباست

.

.

آن که آموخت به ما درس محبت می خواست؛

جان چراغان کنی از عشق کسی

...به امیدش ببری رنج بسی

تب و تابی بودت هر نفسی

به وصالی برسی یا نرسی

 ----------------------------

....سینه بی عشق مباد....




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٧/۱٠

گیرم تمام دنیا بگوید ما مال هم نیستیم ...
ما به درد هم نمی خوریم! نه! ما به درد هم نمی خوریم ...
"ما کنار هم دردی نداریم" .. مگر نه؟
گیرم برای زیر یک سقف رفتن،
عشق، آخرین معیار این جماعت باشد ...

گیرم دوست داشتنِ بدون سند، حرام باشد ...
عجیب باشد .. باور نکردنی باشد ...
گیرم تا آخر عمر تنها بمانم ...
گیرم هرگز دستانت در دستانم قفل نشود ...
گیرم آغوشت هیچ گاه مال من نشود ...
من اما ...
گیر این گیرم ها نیستم ...
من ...
تا ابد ...
گیر چشمان توئم ...
گیر دوست داشتنت ...!!!



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٧/٩

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم
گفتی: من که نزدیکم (بقره/
۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش می‌شد بهت نزدیک شم …
گفتی : هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/
۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/
۲۲) ::.

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی …
گفتی: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/
۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه… آخه چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/
۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...
گفتی: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/
۲-۳ ) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتی: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/
۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/
۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! … توبه می‌کنم
گفتی: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/
۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفتی: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/
۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/
۴۱-۴۳) ::.




کلمات کليدي :خدا و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/٧/٦

زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟

بی پناهم، خسته ام،تنهابدادم میرسی ؟

گر چه آهونیستم اماپراز دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوهابه دادم میرسی ؟

ازکبوترهاکه میپرسم نشانم میدهند

گنبدو گلدسته هایت رابه دادم میرسی ؟

من دخیل التماس رابه چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرابه دادم میرسی ؟

میلاد عالم آل محمد، هشتمین حجت سرمد،نگین درخشان وطن، السلطان ابا الحسن، حضرت رضا(ع)مبارک باد

 





کلمات کليدي :مناسبتها و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/٦/۳۱

آنــﮧ ! تــڪـرار غــریــبــانـــﮧ روزهــایــت چـگــونــــﮧ گــذشت ،
وقــتــی روشــنی چــشــمهایت ،
در پـشــت پــرده هــاے مــﮧ آلــود انــدوه ، پــنـهــاטּ بـود.
با مــن بــگو از لحـظــﮧ لــحــظــﮧ هــای مـبــهــم ڪــودڪــی ات ،
آیـا مــی دانــی ڪـﮧ در هـجـوم دردهــا و غــم هــایت ،

حـقـیـقـت زلالـــی دریاچــﮧ نـقـره ای نـهــفـتــﮧ بــود ؟
در آبــی بـیـڪراטּ مــهــربــانــی هــا بـــﮧ پــرواز درآیی ،
و آیـنـک آنــﮧ ! شــکفــتن و ســبز شــدטּ در انتــظــار تـوســت ، در انـتــظار تو...



کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :زندگی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/٦/٢٩




کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٦/٢٦

تنها تو را میخواهم...
تنها صدایت را میخواهم تا موسیقی سکوت لحظه هایم باشد

نگاهت را میخواهم تا روشنی چشمای خسته ام باشد

وجودت را میخواهم تا گرمای آغوشم باشد

دست هایت را میخواهم تا نوازشگر بی کسی اشکهایم باشد

وتنها خنده هایت را میخواهم تا مرحم کهنه زخمهای زندگی ام باشد

آری تنها تو را میخواهم
 



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/٦/٢٥

بی تو مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم!

در نهان خانه ی جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید.

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید
تو به من گفتی:
«ازین عشق حذر کن!
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب، آیینه ی عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا، که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!»

با تو گفتم :
«حذر از عشق؟
ندانم
سفر از پیش تو؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من، سنگ زدی
من نرمیدم، نگسستم...»
باز گفتم که : « تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم
همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم، نتوانم...!»

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت!
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم، نرمیدم

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب های دگر هم
نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم!
بی تو، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!!



کلمات کليدي :فریدون مشیری و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :عاشقانه




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٦/٢٠

دستت را به من بده
دست‌های تو با من آشناست

ای دیریافته با تو سخن می‌گویم
به‌سانِ ابر که با توفان
به‌سانِ علف که با صحرا
به‌سانِ باران که با دریا
به‌سانِ پرنده که با بهار
به‌سانِ درخت که با جنگل سخن می‌گوید



زیرا که من
ریشه‌های تو را دریافته‌ام

زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست.



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :تو




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٦/٢٠

می‌‌شود یک شب خوابید
و صبح با خبر شد
غمها را از یک کنار به دور ریخته اند ؟
که اگر اشکی هست
یا از عمقِ شادمانیِ دلی‌ بی‌ درد است

یا از پس به هم رسیدن‌های دور
یا گریه کودکی
که دستِ بی‌ حواسش ، بادبادکی را بر باد می‌‌دهد

کاش می‌‌شد
یک صبح
کسی‌ زنگِ خانه هامان را بزند
بگوید
با دستِ پر آمده ایم
با لبخند
با قلب‌هایی‌ آکنده از عشق‌های واقعی‌
از آنسوی دوست داشتن ها
آمده‌ایم بمانیم و هرگز نرویم

هیچکس نمی داند
چقدر جایِ شادمانی‌های بی‌ سبب در دل نسلِ ما خالیست



کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :زندگی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/٦/۱۸

یک عشق عروج است ورسیدن به کمال....

یک عشق غوغای درون است وتمنای وصال....

یک عشق سکوت است وسخن گفتن چشم....


یک عشق خیال است وخیال است وخیال .........!!!



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/٦/۱۸

در برودت این تکرارها!!
این عادتها..
این ساعتها !!
بر بوم چشمانی سیاه، رخ نگاه تو عبودتی گشته است !!!
معبد تمام سالهایَمی....

و عابد تمام روزهایتم!!
باور کن!
من تمام شده بودم !!!
و تو از نو شروعم کردی !



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٦/۱٢

غریب ما هستیم
در سرزمینی که حتی خانه هم پناهی نیست
کوچه‌ها پر از نیرنگ
آدم‌های دورنگ
آدم‌های چند رنگ

نفس می‌کشیم از وهم
نفس نمی‌‌کشیم از ترس
نه اعتمادی
نه اعتقادی
غریب شده ایم در این مرز و بوم
غریب



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :نیکی‌ فیروزکوهی و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٦/۱٢

همین یک شب
خودم را دوست خواهم داشت
انگشتانم برای گیسوانم
شانه می شوند
لبهایم مرا در آینه می بوسند

دستهایم تن سردم را گرم میکنند
و از نوازشم بند بند تنم
سرشار می شود
میدانی
ما هرگز خودمان را ستایش نکردیم
از خود بیزار بودیم
بودنمان به هویت دیگری
وابسته شد
و چه زخمها
که از ادمهای بی هویت
بر پیکر خود زدیم
ما ظالمیم بر خود
که از هراس تنهایی
به بی کسی رسیدیم
و هیچ ندانستیم
اگر خویش را بیابیم و
دوستش بداریم
دوست داشته می شویم
آنگونه که باید
و من
از همه دنیا همین یک شب را
با خودم می خواهم.......



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :فصل پرستوی آزاد (لیلا هژیر) و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/٦/۱۱

آی آدمای پر درد

آی آدمای ساده

بگید کی التماس

یاد شماها داده؟

بهم بگید بدونم

کی دوستتون نداشته؟

این کوله بار درد

رو شونه تون گذاشته

بهم بگید بدونم

کی دوستتون نداره؟

مگه چقد مهمه

که تنهاتون بذاره

از این همه حقارت

نمی کشید خجالت!!

چرا ساده شکستن

شده براتون عادت

دل بهونه کردید

عقلتونو فروختید

شمع شدید چه ساده

به این بهونه سوختید

باورتون خرابه

آی آدمای پر درد

یه دل میونه سینه

چقد سادتون کرده




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/٦/٧

باید دلم را بگیرم میان دستهایم
زخمی
پریشان
خسته
ولی هنوز همراه زندگی
اگر عاشقش شدی بمان
نه چشمانم
نه زیباییم
نه تنم
من نیستند
به دلم دل بباز
آنگاه که کاشفم شوی
در تو شکفته می شوم ...
 



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :فصل پرستوی آزاد (لیلا هژیر) و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/٦/٤

امشب ز ساغر مستیم مستانه تر کن
عشق و هوس را در دلم جانانه تر کن
می سوزم از هرم تنت ای مرغ وحشی
از بوسه لب را با عطش ، بیگانه تر کن
من مست مستم از می دوشینه ی عشق

امشب در آغوشت مرا پروانه تر کن
با بوسه های آتشینم مست گردان
مدهوش و ویرانم مرا ویرانه تر کن
امشب مرا با صد هزاران قوی عاشق
تا مرز زیبای جنون دیوانه تر کن
امشب بیا در بسترم یک بار دیگر
در من شو و بزم مرا شاهانه تر کن
این قصه را بر آصف مسکین عاشق
افسانه تر افسانه تر افسانه تر کن



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :فرشید ایزدی و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/٥/۳۱

گاهـ ـی حجـ ـم ِ دلــــتنـگی هایـ ـم
آن قــَ ـــ ـدر زیـاد میشود
که دنیــــا
با تمام ِ وسعتش
برایـَم تنگ میشود …
...… دلتنــگـم…
دلتنـــــگ کسی کـــــه
گردش روزگــــارش به من که رسیــــد از
حرکـت ایستـاد…
دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید…
دلتنگ ِ خود َم…
خودی که مدتهــــ ــــ ــاست گم کـر د ه ام......
 



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٤:٥۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/٥/٢٧

ولی خودمونیما! چه ساده بحث از جنتی به شریعتی، از په نه په به د نه د یا ترول منحرف میشه! حواسامون به چه چیزایی پرت میشه، چه بازیایی میخوریم. دنبال دکمه ی اجکت از زندگی در حال سقوط می گردیم. از آذربایجان میگیمو زلزله و کم کاریه خیلیا در حالی که کلی از مردم فکر می کنن تو آذر بایجان زنا زیاد شده که زلزله میاد!!!!

حس میکنم

مثل جلبک کف آب جریان آبه که داره تکونمون میده! اصلاً انگار نه انگار که اختیاری، شعوری، ......

چه کسم من ؟ چه کسم من ؟ که بسی وسوسه مندم

گه از آن سوی کشندم ؛ گه ازین سوی کشندم


ز کشاکش چو کمانم ؛ به کف گوش کشانم
قدر از بام در افتد چو در خانه ببندم

نفسی آتش سوزان نفسی سیل گریزان
زچه اصلم ؟ ز چه فصلم ؟ به چه بازار خرندم

نفسی همره ماهم ؛ نفسی مست الهم
نفسی یوسف چاهم نفسی جمله گزندم

نفسی رهزن و غولم ؛ نفسی تندو ملولم
نفسی زین دو برونم ؛ که بر آن بام بلندم

بزن ای مطرب قانون هوس لیلی و مجنون
که من از سلسله جستم وتد هوش بکندم

به خدا که نگریزی ؛ قدح مهر نریزی
چه شود ای شه خوبان که کنی گوش به پندم؟

هله ای اول و آخر بده آن باده فاخر
که شد این بزم منور به تو ای عشق پسندم

بده آن باده جانی زخرابات معانی
که بدان ارزد چاکر که ازآن باده دهندم

بپیران ناطق جان را تو ازین منطق رسمی
که نمی یابد میدان بگو حرف سمندم
 





کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/٥/٢٤

همه می پرسند
نام این عطر گیرا چیست
که می زنم
از کجا آورده ام
من هم
به آسمان اشاره می کنم
و اسم تو را می گویم :
" بوی خوش عشق "
 



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :زندگی




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/٥/۱٤

شاید اون داد بزنه ؛
شاید اون فحش بده ....
شاید اون تلفن رو روت قطع کنه !
شاید اون دیگه نخواد ببینتت ،
شاید اون ازت متنفر باشه ......

اما تو ....

شعور داشته باش و داد نزن !
شعور داشته باش و فحش نده ....
شعور داشته باش و تلفن رو روش قطع نکن ،
شعور داشته باش و نخواه که نبینیش ؛
شعور داشته باش و ازش متنفر نباش ....

شاید اون خسته س !
شاید اون دلش از جایی گرفته ....
شاید اون نیاز به تنهایی داره ؛
شاید اون دچار نوسان روحی شده ،
شاید اون دلش برای خودش تنگ شده ... !!!
 



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٥:۱۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/٥/۱٠

دکتر می گوید دهانت را باز کن. می گوید این طوری نه، گنده باز کن! باید دندان عقلت را بکشی.
به این فکر می کنم که تو، چقدر شبیه بودی به این دندان عقلی که دکتر می گوید. پوسیدگی نداشتی ولی سیستم من را ریخته بودی به هم و جای بقیه را تنگ کرده بودی

دندانم مقاومت می کند، لثه ام هم. نمی خواهند از هم جدا شوند، بعد این همه سال ریشه دواندن و همسایه بازی... . .....

..... اشکم می ریزد از گوشه چشمم. دکتر می پرسد خوبی؟ با سر اشاره می کنم که یعنی آره، می گوید: نباید درد داشته باشه با اون همه آمپول بی حسی.
دهمین گاز استریلی است که چپانده ام توی دهنم، خونش بند بیا نیست. دست هایم شده اند یک تکه یخ، سرم داغ است، گیج می رود و درد می کند، دهانم طعم خون می دهد، حرف نمی توانم بزنم، می خواهم صد سال سیاه جای بقیه باز نشود!
گریه می کنم. همکارم می گوید درد می کنه مگه؟ سرم را تکان می دهم. دلم می خواهد بگویم «هنوز هم آره» ولی آدم با حرکت سرش فقط می تواند بگوید «آره»، نه بیشتر.
دکتر می گوید که یخ بگذار روش، می بنده خون رو. نه دکتر، فایده ندارد، من قبلاً، سال ها قبل امتحان کرده ام، یخ هم جواب نمی دهد... طول می کشد... زمان می برد... .
همکارم می گوید: لابد تو بدزخمی، من کشیدم دو ساعت بعدش تمام شد، بسته شد، تو دو روز ونیم است که کشیدی، هنوز مثل ساعت اولش خون می آید. چه خوب که همکارم از تکان دادن سر فقط می گیرد که یعنی آره ... .
دکتر می گوید دهانت را باز کن، باز می کنم. می گوید این طوری نه، گنده باز کن! می گوید: ببین، هم زخمش بسته شده، هم اینکه چه تر و تمیز جای بقیه باز شده.


"" جای خالی اش هنوز درد می کند""
... دکتر نمی داند.



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٥/٩

دلم کسی را میخواهد

"دلم کسی را میخواهد......کسی که از جنس خودم باشد......دلش شیشه ای ...گونه هایش بارانی...دستانش کمی سرد...نگاهش ستاره باران باشد.....
دلم یک ساده دل میخواهد...!!!
بیاید...با هم برویم.............نمیخواهم فرهاد باشد... کوه بتراشد...... " میخواهم انسان باشد ......." نمیخواهم مجنون شود... سر به بیایان بگذارد....... "میخواهم گاهی دردم را درمان باشد...."
شاهزاده سوار بر اسب سفید نمیخواهم.......!! غریب آشنایی میخواهم بیاید با پای پیاده........قلبش در دستش باشد.......چشمانش پر از باران باشد...!!
کلبه کوچک را دوست دارم ... !! " اگر این کلبه در قلب او باشد........ ♥ ""



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/٥/٧

گفت : فرق رویا با آرزو چیست ؟
گفتم : آرزو یک حقیقت نزدیک است ولی رویا یک آرزوی شیرین دست نیافتنی !
گفت من رویا هستم یا آرزو ؟
گفتم رویایی که به حقیقت پیوستن آن یک آرزوی شیرین است !



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/٥/۳

♥̉̉̉̉ . . . تنـــهایم . . . ♥̉̉̉̉
آن هـم فـقـط بـه خـاطـر تــــو...
ای یـادگـار روزهــای زرد پــائــیــز مـهـم نـیـسـت کـه اکـنـون دلـت بـرای کــســی دیـگــر مــی تــپــد!!!
مــهــم آن اســت کــه مــــن بـرای هــمـیـشــه
♥̉̉̉̉ . . . تنـــهایم . . . ♥̉̉̉̉
آن هـم فـقـط بـه خـاطـر تــــو...!!!!
کـــاش مـــیفـــهـــمـــیـــدی . . .!!!!!!



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٥/٢

کیسه ی کوچک چای
تمام عمر دلباخته ی لیوان شد
ولی هربار که حرف دلش را می زد،
صدایش توی آب جوش می سوخت...

... کیسه ی کوچک چای
با یک تکه نخ
رفت ته لیوان
حرف دلش را آهسته گفت...
لیوان سرخ شد...



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/٤/٢۸

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود ...
گاهی دلم برای باورهای گذشته ام تنگ می شود ...
گاهی دلم برای پاکیهای کودکانه ی قلبم میگیرد ...
گاهی دلم از آنهایی که در این مسیر بی انتها آمدند و رفتند خسته می شود ...
گاهی دلم از کسانی که ناغافل دلم را میشکنند میگیرد ...
گاهی آرزو میکنم ای کاش ...
دلی نبود تا تنگ شود ...
تا خسته شود ...
تا بشکند ....




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/٤/٢٧

باز کن پنجره را
صبح دمید
چه شبی بود و چه فرخنده شبی
آن شب دور که چون خواب خوش از دیده پرید
کودک قلب من این قصه ی شاد
از لبان تو شنید :
”زندگی رویا نیست
زندگی زیبایی ست
می توان
بر درختی تهی از بار ، زدن پیوندی
می توان در دل این مزرعه ی خشک و تهی بذری ریخت
می توان
از میان فاصله ها را برداشت
دل من با دل تو
هر دو بیزار از این فاصله هاست“...



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/٤/٢۱

وقتی زن باشی
در هر سایزی
در هر وزنی
با هر قیافه ای زیبا هستی
به شرط کشف
زیبائی درون خود



کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/٤/۱٤

یا مهدی ادرکنی...

طلوع نزدیک است اگر بخواهیم

ظهور تو زیباتر از ظهور همه‌ی زیبایی‌هاست

چشم به راه زیباترین بهاریم

خدایا انتظار چقدر دیر می‌گذرد

با صد نگاه خسته، صدا می‌زنیم تو را

بیایید همه منتظر آمدنش شویم

همه هست آرزویم که بیینم از تو رویی

چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی

به کسی جمال خود را ننموده‏ای و ببینم

همه جا به هر زبانی بود از تو گفتگویی

میلاد مهدی(عج)، تصنیف سرخ ترانه های انتظار،بر عموم مسلمین جهان مبارک باد




کلمات کليدي :مناسبتها و کلمات کليدي :نیمه شعبان و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/٤/۸

امشب پر بغضم....
شانه ات، ساعتی چند رفیق؟؟!



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/٤/٧

دل من چه خردسال است ساده می نگرد ،
ساد می خندد و ساده میپوشد ,
دل من از تبار دیوار های کاهگلی است ,
ساده می افتد، ساده می شکند و ساده می میرد ....
دل من تنها سخت می گرید...



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/٤/٦

یاد من باشد تنها هستم
دلم تنگ نیست
تنها منتظر بارانم
تا قطره هایش بهانه ایی باشند
برای نمناک بودن لحظه هایم
و اثباتی
بر بی گناهی چشمانم.....!
 

 


 
 
 
 
 
 
 
 
( زنده یاد خسرو شکیبایی )



کلمات کليدي :خسرو شکیبایی و کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :متن ادبی و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/٤/٢

یه پوکر باز حرفه ای، به برد و باخت فکر نمیکنه
براش پوکر مهمه، نه برد و باختش!
وقتی براش دستِ بد میاد
با ورقهایی که داره بازی میکنه و از بازیش لذت میبره.
هرگز دست رو رها نمیکنه، و توی هر لحظه با توجه به شرایط، بهترین تصمیم رو میگیره چون میدونه که یک "لحظه" برای تغییر همه چیز کافیه.

پوکرباز شاید در آخر ببازه
اما راضیه،

چون میدونه دستش دست نبود، اما خودش پوکرباز بود.



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/۳/۳٠

بابا لنگ دراز عزیزم
تمام دلخوشی دنیای من به این است که ندانی و دوستت بدارم!
وقتی میفهمی و میرانی ام چیزی درون دلم فرو میریزد ... چیزی شبیه غرور!
بابا لنگ دراز عزیزم لطفا گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم ......
بعد از تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند ... نمیگذارم ... نمیخواهم ...!
بابا لنگ درازِ من همین که هستی دوستت دارم ... حتی سایه ات را که هرگز به آن نمیرسم
 
 
بابا لنگ دراز اثر جین وبستر



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :بابا لنگ دراز عزیزم و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل و کلمات کليدي :زهرا حسین پور




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/۳/٢۸

دلم تکیه کردن می خواهد... به یک آغوش...
اغوش بی پروا....
که زنانه هایم را به او بسپارم...
اغوشی که برای همیشه از آن او باشم... تا ته هستی ...




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :شعر و کلمات کليدي :زهرا حسین پور و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/۳/٦

به نظر می رسد عده بی شماری از ما ، از اینکه شاهد بی اعتنایی عشق باشیم

خرسندیم و گمان می کنیم از آنجا که ما برای عشق ورزیدن خلق شده ایم ، مشکلی

پیش نخواهد آمد. همین که عشق باعث ناراحتی شود یا خواسته ای را در پی داشته

باشد ، بطور غریزی کنار می کشیم و خود را متقاعد می سازیم که نبایستی درگیر

این کار شویم.

هیچ کس نگفته که عشق آسان است ، جست و جویی است دایم که بخشی از آن پُر

از آشفتگی ، محرومیت و ناامیدی است. اگر در پی راحتی هستیم بایستی تمرکز خود

را روی خودمان بگذاریم ؛ جایی که می توانیم ارباب باشیم و به واسطه درگیری و

سازگاری عقب نیفتیم. اما تا زمانی که دیگران را به زندگی خود راه می دهیم باید

مطمئن باشیم که درگیر خواهیم شد. از سویی عشق هم از اینکه فقط وسیله ای برا

ی راحتی شود بی ارزش می گردد و از این بی اعتباری رنج می برد. عشق همیشه

چیزی بیش از یک وسیله برای برطرف کردن کمترین نیازهای دو انسان است.




کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :زندگی و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل




نويسنده : زهرا حسین پور ; ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٢/٢٥

 
گاه می رویم تا برسیم.
کجایش را نمی ‌دانیم.
فقط می‌ رویم تا برسیم ...
بی خبر از آنکه همیشه رفتن راه رسیدن نیست.

...گاه برای رسیدن باید نرفت، باید ایستاد و نگریست.
باید دید، شاید رسیده ای و ادامه دادن فقط دورت کند.
باید ایستاد و نگریست به مسیر طی شده ...

گاه رسیده ای و نمی‌ دانی
و گاه در ابتدای راهی و گمان می کنی رسیده ای
مهم رسیدن نیست، مهم آغاز است
که گاهی هیچ روی نمی دهد
و گاهی می شود بدون آنکه خواسته باشی!

پدرم می گفت تصمیم نگیر!
و اگر گرفتی آغاز را به تأخیر انداختن، نرسیدن است
اما گاهی آغاز نکردنِ یک مسیر بهترین راه رسیدن است

اگر نماز میخوانی لازم است بعد از نمازت کمی فکر کنی،
ببینی که ورای باورهایت چیست؟
ترس یا اشتیاق یا حقیقت؟
گاهی هم درختی، گلی را آب بدهی، حیوانی را نوازش کنی و غذا بدهی؛
ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه؟

گوگل و یاهو و فلان را بی‌خیال شوی
با خانواده ات دور هم بنشینید، یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و
ببینی زندگی فقط همین صفحه نمایش و فضای مجازی نیست
شاید هم بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج تا ببینی

در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده؟
لازم است گاهی از خود بیرون آیی و
از فاصله ای دورتر به خودت بنگری و با خود بگویی:
سالها سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم ...
آیا ارزشش را داشت؟!!

سپس کم کم یاد می ‌گیری
که حتی نور خورشید هم سوزاننده است اگر زیاد آفتاب بگیری
می آموزی که باید در باغ خود گل پرورش دهی
نه آنکه منتظر کسی باشی تا برایت گلی بیاورد!

یاد می ‌گیری که می‌ توانی تحمل کنی که در خداحافظی محکم باشی
و یاد می گیری که بیش از آنکه تصور می کردی خودت و عمرت ارزش دارد!!!



کلمات کليدي :عاشقانه و کلمات کليدي :متن ادبی و کلمات کليدي :زندگی و کلمات کليدي :پاسبان حرم دل