من چه کنم

من چه کنم خیال تو منو رها نمی کنه

اما دلت به وعده هاش یه
کم وفا نمی کنه

من ندیدم کسی رو که مثل تو موندگار باشه

آدم
خودش رو که تو دل اینجوری جا نمی کنه

/ 5 نظر / 7 بازدید
یه بچه مثبت

سلام . من اولین بار میام وب شما.چه چیزای جالبی می نویسی.میشه با هم دوست بشیم. پیشم بیا

be rain and coused

سلام! وبلاگ زيبايي داريد.به من هم سر بزن. اگر دوست داشتي منو با بارانی باش وببار لينکم کن. منتظر حضور گرم و نظرات خوبتم! راستي من لينکت کنم؟؟؟ [لبخند][چشمک]

be rain and coused

مرا به یاد بیاور مرا ز یاد مبر که انعکاس صدایم درون شب جاری ست کسی نمی داند که در سیاهی شب دشنه ای است در پشتم که در سیاهی شب خنجری ست در کتفم مرا ندیدی دیگر مرا نخواهی دید

be rain and coused

درخت اگر می بودم دسته ای هدیه می دادم به تبر...

be rain and coused

من دلم مي خواهد کلبه اي داشته باشم چوبي که در آن زمزمه خش خش چوب بنوازد دل من را کلبه ام بر لب دريا و صداي امواج مثل موسيقي گلهاي اقاقي باشد و درون کلبه تکچراغي روشن روي ميزم باشد تا که با شعله خود قصه سوختن شاپرک را گويد بر لب پنجره اش گل نرگس باشد تا که روي برگش شبنم عشق نشيند هر روز يا که بر گلبرگش همه تصوير بهاران باشد بر لب ايوانش نقش مرگ خورشيد که غروب غم وتنهايي دلها باشد و به دنبال خودش مرکب نور و سحر را بکشد روي قاليچه نزديک اتاقش بنشينم تا که که مهمان دلم سر برسد و صداي قدمش هم صدا با تک تک ساعت باشد و صداي باران همره موسيقي دلها باشد و قلمهاي وجودم هر شب روي شنهاي کنار دريا همسفر با دل افسرده رازي بشود که در ميان دل من خشکيده است