می ترسم

ترسم از اینکه روزی یک مرد وفادارم باشد

برف ببارد و اما او عاشق باران باشد!

ترسم شاید روزی عشق تنها یادگار من باشد

رنگ غم بپاشد و از من تنها یک خط بر یاد باشد!

می ترسم ! دوستم داشته باشند اما نه به قیمت روز

اینها هیچکدام فروختنی نیست اما هر چیزی ممکن باشد

می ترسم حیف کنم این جوانی را از بهر دو روز

نمی دانم زندگی شاید همین دو روز باشد!



/ 0 نظر / 6 بازدید